خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساس رنجش و دلتنگی خود نسبت به معشوقی سخن میگوید که به نظر میرسد به دیگری توجه دارد. او از بیتوجهی معشوق، رنجش پنهان او، و یادآوری اشتباهاتش در زمان آشتی گله میکند. همچنین، شاعر از حیرت و شگفتی خود در برابر زیبایی معشوق و احساس آزادی و پرواز مرغ دلش به سوی او میگوید.
متن دارای مفاهیم عاطفی پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۷۳ - ز من ای غیر در رشکی، دلت شاد است پنداری
ز من ای غیر در رشکی، دلت شاد است پنداری
به استغنای او کارت نیفتادهست پنداری ۱
به بزمش رفتهام ناخوانده و بینم هراسانش
نهان از من پی غیری فرستادهست پنداری ۲
ز غیر آن تندخو رنجیده و ظاهر نمیسازد
بنای رنجش او سست بنیاد است پنداری ۳
به وقت آشتی هر دم گناهم بر زبان آرد
هنوز آن جنگجو در بند بیداد است پنداری ۴
ز من بگذشته و دست رقیب از دست نگذارد
هنوز او را ز چون من ناکسی یاد است پنداری ۵
چنان در هر تماشا حیرتم بر حیرت افزاید
که چشمم بر رخش هرگز نیفتادهست پنداری ۶
ز کف مرغ دل میلی به سوی نخل بالایش
شتابان میرود، مرغ نوآزاد است پنداری ۷
به استغنای او کارت نیفتادهست پنداری ۱
به بزمش رفتهام ناخوانده و بینم هراسانش
نهان از من پی غیری فرستادهست پنداری ۲
ز غیر آن تندخو رنجیده و ظاهر نمیسازد
بنای رنجش او سست بنیاد است پنداری ۳
به وقت آشتی هر دم گناهم بر زبان آرد
هنوز آن جنگجو در بند بیداد است پنداری ۴
ز من بگذشته و دست رقیب از دست نگذارد
هنوز او را ز چون من ناکسی یاد است پنداری ۵
چنان در هر تماشا حیرتم بر حیرت افزاید
که چشمم بر رخش هرگز نیفتادهست پنداری ۶
ز کف مرغ دل میلی به سوی نخل بالایش
شتابان میرود، مرغ نوآزاد است پنداری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۲ - ای جان تلخکام، خراب از چه بادهای
گوهر بعدی:شماره ۲۷۴ - خواست گوید سخنی، دید زمانی در پی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.