ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۱۵۳ - گفتگوی آتبین با جوانی از ایرانیان
همی بود در بیشه شاه آتبین
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۲۶۳ - روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة الصافات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۷۲ - در هجو یکی از زن‌های تهران
هر شب میان خانه افسر زن ...
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۲۱۲ - لیس فیه الدار غیره دیار
لیس فیه الدار غیره دیار
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۳ - طوفان می نسیان از این نوش مکن
طوفان می نسیان از این نوش مکن
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۸۵۰ - هر قصه می‌نیوشی و در گوش میکنی
هر قصه می‌نیوشی و در گوش میکنی
بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۲۱ - خیز ای ندیم و مجمره ی عود برفروز
خیز ای ندیم و مجمره ی عود برفروز
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۲۴ - زین مردم دل‌سیاه‌، رخ دارم زرد
زین مردم دل‌سیاه‌، رخ دارم زرد
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۲ - خاکم چو سپهر کینه‌جو خواهد ساخت
خاکم چو سپهر کینه‌جو خواهد ساخت
وفایی شوشتری : غزلیات
شماره ۱ - بسته ام باز، به پیمانهٔ می پیمان را
بسته ام باز، به پیمانهٔ می پیمان را
سعدی : غزلیات
غزل ۶۱۸ - همه کس را تن و اندام و جمال است و جوانی
همه کس را تن و اندام و جمال است و جوانی
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۶۸ - تا چند دل از هجر تو بیهوش توان کرد
تا چند دل از هجر تو بیهوش توان کرد
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۴۳ - گندانی را کز آفتابه ش نم زاد
گندانی را کز آفتابه ش نم زاد
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۲۵۶ - ای پیر به طبع تیز گامی تو هنوز
ای پیر به طبع تیز گامی تو هنوز
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۵۵ - ستایش دیگر از آن پادشاه
الا ای باد شبگیری گذر کن سوی هندستان
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۴۳ - حسب حال
دلم از نیستی چو ترسا نیست
نصرالله منشی : باب السنور و الجرذ
بخش ۲ - حکایت گربه و موش
آورده‌اند که بفلان شهر درختی بود، و در زیر درخت سوراخ موش، و نزدیک آن گربه ای خانه داشت؛ و صیادان آنجا بسیار آمدندی. روزی صیاد دام بنهاد. گربه در دام افتاد و بماند. و موش بطلب طعمه از سوراخ بیرون رفت. بهرجانب برای احتیاط چشم می‌انداخت و راه سره می‌کرد، ناگاه نظر برگربه افگند. چون گربه رابسته دید شاد گشت. در این میان از پس نگریست راسویی از جهت او کمین کرده بود، سوی درخت التفاتی نمود بومی قصد او داشت. بترسید و اندیشید که: اگر بازگردم راسو در من آویزم، و اگر برجای قرار گیرم بوم فرود آید، واگر پیشتر روم گربه در راهست. با خود گفت: در بلاها باز است و انواع آفت بمن محیط و راه مخوف، و با این همه دل از خود نشاید برد.
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۷۶۷ - بس ازین عمر سرسری که به تقلید زیستی
بس ازین عمر سرسری که به تقلید زیستی
مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۵۹ - منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین
مَنَم آن حَلْقه در گوش و ِنشَسته گوشِ شَمسُ الدّین