سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۵۷ - در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسف
رفت قاضی بلمعالی ای سنایی آه کو
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۳۴ - در مدح عمادالدین محمدبن منصور: ای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم
ای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۳۲۱ - درد بیدرمان دوای جان بی آرام اوست
درد بیدرمان دوای جان بی آرام اوست
ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ١۴٠ - وله در مدح کرایشاه
ایصبا لطفی بود گر بگذری یک صبحگاه
مولوی : غزلیات
غزل ۵۱۵ - خانهٔ دل باز کبوتر گرفت
خانهٔ دل باز کبوتر گرفت
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۷۷ - ای گلخن غم کرده سرای دل من
ای گلخن غم کرده سرای دل من
مولوی : غزلیات
غزل ۵۵۱ - جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود؟
جان و جهان چو رویِ تو در دو جهان کجا بُوَد؟
مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۴۷ - من با تو حدیث‌‌ بی‌زبان گویم
من با تو حَدیثْ‌‌ بی‌زبان گویم
مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۴۲ - من ز گوش او بدزدم حلقهٔ دیگر نهان
من زِ گوشِ او بِدُزدم حَلْقهٔ دیگر نَهان
مولوی : غزلیات
غزل ۲۵۵۰ - یکی دودی پدید آمد، سحرگاهی به هامونی
یکی دودی پدید آمد، سَحَرگاهی به هامونی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۲۸ - نیابد ره به بزمش گر دل پر اضطراب من
نیابد ره به بزمش گر دل پر اضطراب من
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - چرا چو ابر نگریی چرا چو باد نکوشی
چرا چو ابر نگریی چرا چو باد نکوشی
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۲۸ - بر روی تو از هلاک جانم غم نیست
بر روی تو از هلاک جانم غم نیست
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۲۰۲ - نفست از طول امل چند بود در تک و تاز؟
نفست از طول امل چند بود در تک و تاز؟
عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۵۱ - چون نیست کسی در دو جهان دمسازت
چون نیست کسی در دو جهان دمسازت
سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۰ - بسکه در عهدت به ما بیداد رفت
بسکه در عهدت به ما بیداد رفت
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۸۱ - ای صبا احوال ما با پاسبان او بگو
ای صبا احوال ما با پاسبان او بگو
مفاتیح الجنان : فضیلت و اعمال ماه مبارک رجب
اعمال روز بیست و هفتم ماه رجب
روز بیست و هفتم یکی از اعیاد بزرگ است و روزی است که حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) به پیامبری مبعوث شد و جبرئیل برای ابلاغ پیامبری، بر آن حضرت فرود آمد و برای این روز چند عمل وارد است:
مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۸ - ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را
زِ بَهرِ غَیرت آموختْ آدم اَسْما را
مولوی : غزلیات
غزل ۵۶۱ - طوطی جان مست من از شکری چه می‌شود
طوطیِ جانِ مَستِ من از شِکَری چه می‌شود