قائم مقام فراهانی : نامه‌های فارسی
شمارهٔ ۹۶ - از تبریز به سرحد دار اردبیل نوشته است
حامل عریضه شیخ کوفی است و دشمن صوفی، با مندیل و رداء و تسبیح و عصا؛ از کربلا و نجف آمده، هدایا و تحف آورده، عزم خدمت نواب کرده و ساز جریمه و ابواب داده. هجده هزار جوارش دارد و هجده هزار سفارش میخواهد بهر وزیر و امیر و مشاور و مشیر و واعظ و خطیب و کاتب و ادیب و جمیل و جلیل که در مشکین و اردبیل است، آنجا میآیدو همه را مالش میدهد، اگرچه کاظم خان طالش باشد که در مدت عمر یک فطیر بیک فقیر نداده و یک عطا بیک گدا نکرده؛ کیسه ها پرداخته کند تاکارش پرداخته شود. کم میگوید پر میکاهد، خاک میدهد، در میخواهد.خاک خام تربت است و راه راه غربت. کنایه نمیفهمد، اشاره نمیداند. وعده بی اثر است، حواله بی ثمر. نقد میخواهد نه برات، بذل میخواهد نه زکات، تعلل بی سود و تحمل بی حاصل، در ناحیه وزارت دایره متوقع است. بکشند بیک ورق بل که یک طبق. در هر جدولش اسمی نوشته شود، مثل خان خلخال و میرطالش و صاحب مشگین و نایب اردبیل و امرای پیاده و سواره، از دهه و صده و هزاره و سرور هر عشیره و سید هر قبیله که اسبی در فسیله و خری در طویله و گاوی در رمه و بزی در گله داشته باشد.
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶٣٣ - هر دشمنی که با همه کس در ره افتدم
هر دشمنی که با همه کس در ره افتدم
قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱۹۵ - فی الرثاء
ای میر بسان مصطفی بودی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۴۰ - ما چو موج خوش عنان در بحر و بر افتاده ایم
ما چو موج خوش عنان در بحر و بر افتاده ایم
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۶۳ - آهی به هوا چتر زد و چرخ برین‌ شد
آهی به هوا چتر زد و چرخ برین‌ شد
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۰۷ - پیش از تو دل از جان و جهان برگیرم
پیش از تو دل از جان و جهان برگیرم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۳۸۲ - هم بیخوشی خمر توان برد بسر
هم بیخوشی خمر توان برد بسر
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۶۶ - الرّضا و التّسلیم
تو زنده نئی مگر به جان غم او
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۲۵۷ - هر چند رئیس ما گزیر است
هر چند رئیس ما گزیر است
ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها
شمارهٔ ۴۴ - شب تا به صبح
در فراقت ای بت سیمین برم، شب تا به صبح
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۳۲ - خاکمال دشمن سرکش به تمکین می دهم
خاکمال دشمن سرکش به تمکین می دهم
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۰۸ - من که با لعل تو فارغ ز می رنگینم
من که با لعل تو فارغ ز می رنگینم
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۹۶ - مشکل غمیست عشق، که گفتن نمی توان
مشکل غمیست عشق، که گفتن نمی‌توان
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۴۱۲ - مطرب امشب راه دیگر میزند
مطرب امشب راه دیگر میزند
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۲۷ - ز شمع فیض تاریکی است، قانع را سرا روشن
ز شمع فیض تاریکی است، قانع را سرا روشن
نهج البلاغه : حکمت ها
ضرورت دستگیری از مستمندان
وَ قَالَ عليه‌السلام إِنَّ اَلْمِسْكِينَ رَسُولُ اَللَّهِ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اَللَّهَ وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى اَللَّهَ
مولوی : غزلیات
غزل ۱۶۶۴ - می‌شناسد پردهٔ جان آن صنم
می‌شِناسَد پَردهٔ جانْ آن صَنَم
حافظ : غزلیات
غزل ۴۳۴ - ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۴۱
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ یَصُدُّ ونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ.
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۹ - اندر شش و چار غایب آید ناگاه
اندر شش و چار غایب آید ناگاه