خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی سخن میگوید و خود را در وصف معشوق و زیباییهای او غرق میکند. او از گل و مرغ و می به عنوان نمادهایی از زیبایی و لذت یاد میکند و خود را در صحرای دل روشن معشوق میبیند. شاعر رابطهای عمیق و درهمتنیده با معشوق دارد و خود را بیخود و بیهویت در حضور او میداند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.
شماره ۲۹۱ - چشمم به گل است و مرغ دستان زن تو
چشمم به گل است و مرغ دستان زن تو
میلم به می است و رطل مرد افکن تو ۱
زین پس من و صحرای دل روشن تو
من چون تو و تو چون من و من بی من تو ۲
میلم به می است و رطل مرد افکن تو ۱
زین پس من و صحرای دل روشن تو
من چون تو و تو چون من و من بی من تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۰ - هر روز بود تو را جفایی نو نو
گوهر بعدی:شماره ۲۹۲ - گفتی که تو را شوم مدار اندیشه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.