مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۲۹ - ای عربده کرده دوش با من
ای عَربَده کرده دوشْ با من
مولوی : غزلیات
غزل ۲۷۹ - مولانا، مولانا، اغنانا، اغنانا
مَوْلانا، مَوْلانا، اَغْنانا، اَغْنانا
سعیدا : غزلیات
شماره ۲۱۲ - شیخ گر از سنت و فرضانه می یابد مراد
شیخ گر از سنت و فرضانه می یابد مراد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۷۸۲ - صبح از چه خرابات جنون‌کرد بهارش
صبح از چه خرابات جنون‌کرد بهارش
قائم مقام فراهانی : نامه‌های فارسی
شمارهٔ ۷۲ - به دوستی نوشته است
مخدوم مهربان من: از آن زمان که رشته مراودت حضوری گسسته و شیشه شکیبائی از سنگ تفرقه و دوری شکسته، اکنون مدت دو سال افزون است که نه از آن طرف بریدی و سلامی و نه از این جانب قاصدی و پیامی.
سنایی غزنوی : الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین
التمثّل فی‌القناعة و ترک الحاجة
بود بقراط را خُمی مسکن
فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
بیهودگی
امروز را به باد سپردم.
مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۸۹ - در عشق خیال تو مرا محرم بس
در عشق خیال تو مرا محرم بس
واعظ قزوینی : ماده تاریخ
شمارهٔ ۲۰ - تاریخ ساختمان حمامی
از برکات عهد دولت شاه عادل
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۱۴ - بیند چو خرامیدن رنگین ترا گل
بیند چو خرامیدن رنگین ترا گل
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۶۵ - علاج عاشق دلگیر سیر بستان نیست
علاج عاشق دلگیر سیر بستان نیست
نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۵۴ - زاری کردن فرهاد از عشق شیرین
چو دل در مهر شیرین بست فرهاد
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۶۰ - بر دست من ای شوخ می روشن نه
بر دست من ای شوخ می روشن نه
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۶۳ - ابر را دیدیم چون ما چشم گریانی نداشت
ابر را دیدیم چون ما چشم گریانی نداشت
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۲ - اگر گویی که حسن از رویِ من خاست
اگر گویی که حسن از رویِ من خاست
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۵۵ - ای خواب شبم برده به زلف شب رنگ
ای خواب شبم برده به زلف شب رنگ
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۱۷ - داستان اسکندر که خود را بر خاک تواضع انداخت و از خاک تواضع سر بر اوج ترفع افراخت
چنین گفت دانشور روم و روس
فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۹۴ - در وزارت یافتن وخلعت پوشیدن خواجه ابو علی حسنک وزیر گوید
نیک اختیار کرد خداوند ما وزیر
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۴ - کردست مرا زمانه در تاب امشب
کردست مرا زمانه در تاب امشب
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۰۲ - گر چه بدمستی است عیب حریف
گر چه بدمستی است عیب حریف