خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از غیاث الدین بیانکننده عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است. او از جذابیتهای معشوق مانند ابروانش سخن میگوید و از ناتوانی خود در رهایی از این عشق شکایت دارد. شاعر به رفتارهای معشوق اشاره میکند که گویا گواهی بر عشق اوست و در نهایت، تقدیر عشق را عامل اصلی این رابطه میداند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۷۲ - الغیاث از جفت و طاق ابروانت
الغیاث از جفت و طاق ابروانت
دین و دل شد در سر آن هر دوانت ۱
آخر از چشمان مستت چند نالم
نیست ممکن مَخلَصم زان جادوانت ۲
بی حیا بر خون من الله اکبر
چون گواهی می دهند آن هندوانت ۳
هر چه از سر پنجه ی سیمین بکردی
باز می خواهند عذرش بازوانت ۴
گر مرا پیرانه سر افتاد کاری
تو مدارایی کن از بخت جوانت ۵
آخر ای مسکین نزاری دین و دنیا
هر دو شد در وصف خال نیکوانت ۶
چون بگردانی زخود بیچاره آری
هر چه از فطرت روان شد با روانت ۷
هر کجا حالی حوالت شد نصیبت
می برد تقدیر عشق آن جا دوانت ۸
دین و دل شد در سر آن هر دوانت ۱
آخر از چشمان مستت چند نالم
نیست ممکن مَخلَصم زان جادوانت ۲
بی حیا بر خون من الله اکبر
چون گواهی می دهند آن هندوانت ۳
هر چه از سر پنجه ی سیمین بکردی
باز می خواهند عذرش بازوانت ۴
گر مرا پیرانه سر افتاد کاری
تو مدارایی کن از بخت جوانت ۵
آخر ای مسکین نزاری دین و دنیا
هر دو شد در وصف خال نیکوانت ۶
چون بگردانی زخود بیچاره آری
هر چه از فطرت روان شد با روانت ۷
هر کجا حالی حوالت شد نصیبت
می برد تقدیر عشق آن جا دوانت ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۱ - بیا و بوسه بده از آن لبان خندانت
گوهر بعدی:شماره ۳۷۳ - جانا دلی چه سوزی کان هست جای گاهت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.