سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۷۲ - غزل
خراباتی و رند ست آشکارا انوری : رباعیات
رباعی ۳۳۱ - چون پای همی تحفه برد هر جایم
چون پای همی تحفه برد هر جایم سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۳۸ - خواجه از قول باز میگردد
خواجه از قول باز میگردد سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۲۱ - آنی که منورست آفاق از تو
آنی که منورست آفاق از تو انوری : قصاید
قصیده ۷۶ - ای در ضمان عدل تو معمور بحر و بر
ای در ضمان عدل تو معمور بحر و بر امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۷۸ - در سینه دارم کوه غم، داند اگر یار این قدر
در سینه دارم کوه غم، داند اگر یار این قدر عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۵۶ - چو خود را پاک دامن می ندانم
چو خود را پاک دامن می ندانم امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۶۲ - درین هوس که ببیند به خواب چشم ترا
درین هوس که ببیند به خواب چشم ترا عطار نیشابوری : فی التوحید باری تعالی جل و علا
فی التوحید باری تعالی جل و علا
آفرین جان آفرین پاک را اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۱ - ای از پی دیدنت منوّر چشمم
ای از پی دیدنت منوّر چشمم اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۳ - از تست فتاده در خلایق شر و شور
از تست فتاده در خلایق شر و شور ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷ - چون بدعهدی گشت از تو این عهد درست
چون بدعهدی گشت از تو این عهد درست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۳۱ - دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت
دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۶۳ - وقتی آن کافر بی رحم از آن من بود
وقتی آن کافر بی رحم از آن من بود امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۸۱ - هر کرا خال عنبرین باشد
هر کرا خال عنبرین باشد جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۴۱ - داستان کاغذ نوشتن مادر اسکندر و جواهر حکمت در آن پیچیدن و به اسکندر فرستادن
سکندر که صیتش جهان را گرفت امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۰۹ - به سرو باغ که بیند کنون که در هرباغ
به سرو باغ که بیند کنون که در هرباغ جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۴ - این جهان بی وفا با کس نکردست او وفا
این جهان بی وفا با کس نکردست او وفا ملا احمد نراقی : منتخب غزلیات و قطعات
شماره ۹ - عاشق ار بر رخ معشوق نگاهی بکند
عاشق ار بر رخ معشوق نگاهی بکند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۶۷ - رزق ما روشندلان چون مه ز پهلوی خودست
رزق ما روشندلان چون مه ز پهلوی خودست
بخش ۷۲ - غزل
خراباتی و رند ست آشکارا انوری : رباعیات
رباعی ۳۳۱ - چون پای همی تحفه برد هر جایم
چون پای همی تحفه برد هر جایم سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۳۸ - خواجه از قول باز میگردد
خواجه از قول باز میگردد سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۲۱ - آنی که منورست آفاق از تو
آنی که منورست آفاق از تو انوری : قصاید
قصیده ۷۶ - ای در ضمان عدل تو معمور بحر و بر
ای در ضمان عدل تو معمور بحر و بر امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۷۸ - در سینه دارم کوه غم، داند اگر یار این قدر
در سینه دارم کوه غم، داند اگر یار این قدر عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۵۶ - چو خود را پاک دامن می ندانم
چو خود را پاک دامن می ندانم امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۶۲ - درین هوس که ببیند به خواب چشم ترا
درین هوس که ببیند به خواب چشم ترا عطار نیشابوری : فی التوحید باری تعالی جل و علا
فی التوحید باری تعالی جل و علا
آفرین جان آفرین پاک را اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۱ - ای از پی دیدنت منوّر چشمم
ای از پی دیدنت منوّر چشمم اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۳ - از تست فتاده در خلایق شر و شور
از تست فتاده در خلایق شر و شور ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷ - چون بدعهدی گشت از تو این عهد درست
چون بدعهدی گشت از تو این عهد درست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۳۱ - دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت
دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۶۳ - وقتی آن کافر بی رحم از آن من بود
وقتی آن کافر بی رحم از آن من بود امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۸۱ - هر کرا خال عنبرین باشد
هر کرا خال عنبرین باشد جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۴۱ - داستان کاغذ نوشتن مادر اسکندر و جواهر حکمت در آن پیچیدن و به اسکندر فرستادن
سکندر که صیتش جهان را گرفت امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۰۹ - به سرو باغ که بیند کنون که در هرباغ
به سرو باغ که بیند کنون که در هرباغ جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۴ - این جهان بی وفا با کس نکردست او وفا
این جهان بی وفا با کس نکردست او وفا ملا احمد نراقی : منتخب غزلیات و قطعات
شماره ۹ - عاشق ار بر رخ معشوق نگاهی بکند
عاشق ار بر رخ معشوق نگاهی بکند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۶۷ - رزق ما روشندلان چون مه ز پهلوی خودست
رزق ما روشندلان چون مه ز پهلوی خودست