این شعر عاشقانه و پراحساس، با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند موهای تابدار، مژههای هوشربا، و چشمهای آهو، به بیان احساسات عمیق و پیچیدهی عاشقانه میپردازد. شاعر از بیخوابی، دلبستگی، و حسرت سخن میگوید و با اشاره به مینوشی و میخانه، حالتی از مستی و شیفتگی را به تصویر میکشد. همچنین، در ابیاتی به مفاهیمی مانند گناه، ثواب، عصیان، و عتاب اشاره شده که بعدی عرفانی و اخلاقی به شعر میبخشد.
این شعر دارای مفاهیم پیچیدهی عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مینوشی و مستی، این شعر را برای گروه سنی بالاتر مناسب میسازد.
شماره ۴۷۴ - خطی از هر سر مو محشر تابم دارد
مژه هوش ربایی رگ خوابم دارد ۱
نرساند صف مژگان مرا خواب به هم
دل بیدار سر رشته خوابم دارد ۲
که به این کوکبه در دشت جنون تاخته است
چشم آهوست که هر گام رکابم دارد ۳
دل ز ویرانی من روی شگون می بیند
گر سراپا شوم آیینه خرابم دارد ۴
نبرد راه کسی بزم شرابی که مراست
نکهت گل خبر از بوی کبابم دارد ۵
می کند پیش سلامی که سلامش نکنم
اینقدر ساختگی بهر جوابم دارد ۶
تا سر کینه بریدم به دل آیینه شدم
این گناهی است که ممنون ثوابم دارد ۷
قابل پرسش عصیان شدن اکسیر من است
اینقدر بس که سزاوار عتابم دارد ۸
ندهم گوشه آن چشم به میخانه اسیر
کم نگاهی است که مشتاق شرابم دارد ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.