خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجش سخن میگوید، جایی که شاعر میان آب و آتش، خنده و غفلت، و کینه و عشق در نوسان است. او از درد دل، رنجشهای پنهان و عشق نافرجام میگوید و با تصاویری مانند شمشیر، ابر و غبار، احساسات پیچیده خود را بیان میکند.
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده، رنجشهای عاشقانه و اشارات نمادین به مفاهیمی مانند کینه و شهادت است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد.
شماره ۴۷۵ - گل خیال که در آب و آتشم دارد
گل خیال که در آب و آتشم دارد
که یاد خنده غفلت مشوشم دارد ۱
اگر غبار نگردم غبار خواهم شد
به دام شوخی جولان ابرشم دارد ۲
شهید جلوه شمشیر گشتنم بس نیست
هلاک شوخی پرواز ترکشم دارد ۳
عداوتم گل خجلت به بار می آرد
ز درد کینه دل پاک بی غشم دارد ۴
ز کینه ام دل شمشیر آرمید و هنوز
خیال ابروی او درکشاکشم دارد ۵
که یاد خنده غفلت مشوشم دارد ۱
اگر غبار نگردم غبار خواهم شد
به دام شوخی جولان ابرشم دارد ۲
شهید جلوه شمشیر گشتنم بس نیست
هلاک شوخی پرواز ترکشم دارد ۳
عداوتم گل خجلت به بار می آرد
ز درد کینه دل پاک بی غشم دارد ۴
ز کینه ام دل شمشیر آرمید و هنوز
خیال ابروی او درکشاکشم دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۴ - خطی از هر سر مو محشر تابم دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۶ - ز استخوان ساخته صنعتگر قدرت درمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.