پروین اعتصامی : قصاید
قصیده ۳۴ - پردهٔ کس نشد این پردهٔ میناگون
پردهٔ کس نشد این پردهٔ میناگون محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۳۱ - شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت
شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۲ - روز آن را که سیه گشت ز چشم سیهت
روز آن را که سیه گشت ز چشم سیهت قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۲۵ - در مدح امیری و شکایت باو از عدم وصول حوالتی و درخواست ابطال آن
ایا نایب شهریار جهان صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۹۵ - دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی
دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۳ - من بناخن غم سینه می خراشم
من بناخن غم سینه می خراشم مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۹ - عزیزش دار چون گل هرچه در چشم تو خار آید
عزیزش دار چون گل هرچه در چشم تو خار آید قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل ۲۱ - دل شکسته من آهش ار اثر دارد
دل شکسته من آهش ار اثر دارد محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۸۲ - حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است
حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۷ - نیست امروز شکست دلم از چشم پرآب
نیست امروز شکست دلم از چشم پرآب صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۹۶ - فضل خدای را که تواند شمار کرد
فضل خدای را که تواند شمار کرد سعیدا : غزلیات
شماره ۲۴۹ - چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد
چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد امام سجاد علیهالسلام : رساله حقوق
استمداد از خداوند در ایفاى حقوق
فهذه خمسون حقا محيطا بك لا تخرج منها فى حال من الا حوال يجب عليك رعايتها والعمل فى تأديتها والا ستعانة بالله جل ثنائه على ذلك ولا حول و لا قوة الا بالله والحمد لله رب العالمين مولوی : دفتر اول
بخش ۵۷ - باز طلبیدن نخچیران از خرگوش سر اندیشهٔ او را
بعد ازان گفتند کِی خرگوشِ چُست جویای تبریزی : قطعات
شمارهٔ ۱۶ - در توصیف کربلا
کو طالع و بخت آنکه باشم ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۱۹ - خلعت پوشی خواجه احمد حسن
و دیگر روز خواجه بیامد و چون بار بگسست، بطارم آمد و خالی کرد و بنشست، و بو سهل و بو نصر مواضعه او پیش بردند. امیر دویت و کاغذ خواست و یک یک باب از مواضعه را جواب نبشت بخطّ خویش و توقیع کرد و در زیر آن سوگند بخورد و آن را نزدیک خواجه آوردند و چون جوابها را بخواند، برپای خاست و زمین بوسه داد و پیش تخت رفت و دست امیر را ببوسید و بازگشت و بنشست. و بو سهل و بو نصر آن سوگندنامه پیش داشتند ؛ خواجه آن را بر زبان براند پس بر آن خطّ خویش نبشت و بو نصر و بو سهل را گواه گرفت؛ و امیر بر آن سوگندنامه خواجه را نیکویی گفت و نویدهای خوب داد؛ و خواجه زمین بوسه داد. پس گفت باز باید گشت بر آنکه فردا خلعت پوشیده آید که کارها موقوف است و مهمّات بسیار داریم تا همه گزارده آید خواجه گفت فرمانبردارم و زمین بوسه داد و بازگشت سوی خانه، و مواضعه با وی بردند و سوگندنامه بدوات خانه بنهادند. و نسخت سوگندنامه و آن مواضعه بیاوردهام در مقامات محمودی که کردهام، کتاب مقامات، و اینجا تکرار نکردم که سخت دراز شدی. شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۲۷۹ - یا رب دانی که من بگاه و بیگاه
یا رب دانی که من بگاه و بیگاه سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲۹ - چون من هر کس که از جان سیر باشد
چون من هر کس که از جان سیر باشد صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۶۹ - خوش به حال آن که روز بیکسی یارش تو باشی
خوش به حال آن که روز بیکسی یارش تو باشی سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۶ - نیم جانی بود تا جا بود در میخانه ام
نیم جانی بود تا جا بود در میخانه ام
قصیده ۳۴ - پردهٔ کس نشد این پردهٔ میناگون
پردهٔ کس نشد این پردهٔ میناگون محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۳۱ - شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت
شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۲ - روز آن را که سیه گشت ز چشم سیهت
روز آن را که سیه گشت ز چشم سیهت قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۲۵ - در مدح امیری و شکایت باو از عدم وصول حوالتی و درخواست ابطال آن
ایا نایب شهریار جهان صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۹۵ - دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی
دریچه ای ز بهشتش به روی بگشایی غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۳ - من بناخن غم سینه می خراشم
من بناخن غم سینه می خراشم مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۹ - عزیزش دار چون گل هرچه در چشم تو خار آید
عزیزش دار چون گل هرچه در چشم تو خار آید قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل ۲۱ - دل شکسته من آهش ار اثر دارد
دل شکسته من آهش ار اثر دارد محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۸۲ - حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است
حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۷ - نیست امروز شکست دلم از چشم پرآب
نیست امروز شکست دلم از چشم پرآب صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۹۶ - فضل خدای را که تواند شمار کرد
فضل خدای را که تواند شمار کرد سعیدا : غزلیات
شماره ۲۴۹ - چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد
چه [دلبری] است که هرگاه ناز می آرد امام سجاد علیهالسلام : رساله حقوق
استمداد از خداوند در ایفاى حقوق
فهذه خمسون حقا محيطا بك لا تخرج منها فى حال من الا حوال يجب عليك رعايتها والعمل فى تأديتها والا ستعانة بالله جل ثنائه على ذلك ولا حول و لا قوة الا بالله والحمد لله رب العالمين مولوی : دفتر اول
بخش ۵۷ - باز طلبیدن نخچیران از خرگوش سر اندیشهٔ او را
بعد ازان گفتند کِی خرگوشِ چُست جویای تبریزی : قطعات
شمارهٔ ۱۶ - در توصیف کربلا
کو طالع و بخت آنکه باشم ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۱۹ - خلعت پوشی خواجه احمد حسن
و دیگر روز خواجه بیامد و چون بار بگسست، بطارم آمد و خالی کرد و بنشست، و بو سهل و بو نصر مواضعه او پیش بردند. امیر دویت و کاغذ خواست و یک یک باب از مواضعه را جواب نبشت بخطّ خویش و توقیع کرد و در زیر آن سوگند بخورد و آن را نزدیک خواجه آوردند و چون جوابها را بخواند، برپای خاست و زمین بوسه داد و پیش تخت رفت و دست امیر را ببوسید و بازگشت و بنشست. و بو سهل و بو نصر آن سوگندنامه پیش داشتند ؛ خواجه آن را بر زبان براند پس بر آن خطّ خویش نبشت و بو نصر و بو سهل را گواه گرفت؛ و امیر بر آن سوگندنامه خواجه را نیکویی گفت و نویدهای خوب داد؛ و خواجه زمین بوسه داد. پس گفت باز باید گشت بر آنکه فردا خلعت پوشیده آید که کارها موقوف است و مهمّات بسیار داریم تا همه گزارده آید خواجه گفت فرمانبردارم و زمین بوسه داد و بازگشت سوی خانه، و مواضعه با وی بردند و سوگندنامه بدوات خانه بنهادند. و نسخت سوگندنامه و آن مواضعه بیاوردهام در مقامات محمودی که کردهام، کتاب مقامات، و اینجا تکرار نکردم که سخت دراز شدی. شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۲۷۹ - یا رب دانی که من بگاه و بیگاه
یا رب دانی که من بگاه و بیگاه سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲۹ - چون من هر کس که از جان سیر باشد
چون من هر کس که از جان سیر باشد صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۶۹ - خوش به حال آن که روز بیکسی یارش تو باشی
خوش به حال آن که روز بیکسی یارش تو باشی سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۶ - نیم جانی بود تا جا بود در میخانه ام
نیم جانی بود تا جا بود در میخانه ام