ایرانشان : کوشنامه
بخش ۲۳۸ - جنگ دیگر ایرانیان با کوش، و کشته شدن شاه تبت به دست نستوه
سپیده چو بگشاد چون باز پر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۶۱ - حاصل عمر زخود بیخبران آه بود
حاصل عمر زخود بیخبران آه بود سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۵۵۶ - من این دردی که دارم چاره اش آن سیمتن باشد
من این دردی که دارم چاره اش آن سیمتن باشد قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۶۷ - مکتوبی است از قائم مقام به نواب سیف الملوک میرزا
ولست بسیف للملوک و انما میرزاده عشقی : مقطعات
شمارهٔ ۱ - چشمت کور!
خیال خواجگیت بود، بر تمام جهان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۹۶ - کعبه و بتکده سنگ ره اهل دل نیست
کعبه و بتکده سنگ ره اهل دل نیست ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۳۶ - ای به رَهِ جستجوی نعره زنان دوست دوست
ای به رَهِ جستجوی نعره زنان دوست دوست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۷۰ - ای دل، به چشم عبرت نظاره جهان کن
ای دل، به چشم عبرت نظاره جهان کن رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۳۷ - النوبة الثانیة: قوله تعالى: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ الایة... این آیت در شأن صهیب
قوله تعالى: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ الایة... این آیت در شأن صهیب بن سنان الرومى آمده است. مردى بود از جمله صحابه از عرب ابن نمر بن قاسط کنیت وى ابو یحیى دو پسر بود او را یکى حمزه نام، و یکى یحیى، و مصطفى او را باین کنیت خواند، بکودکى در غارت بدست روم افتاد، در میان ایشان بالید، وى را بدان رومى خواندند. عمر خطاب وصیت کرد تا وى بر او نماز کرد رسول خدا وى را دوست داشت و از وى راضى مرد، آن گه که بر رسول خدا مىآمد بهجرت، مشرکان وى را در راه بگرفتند، قصد کردند که وى را بکشند یا باز گردانند، آنچه از مال دنیا با خود داشت فرا ایشان داد، و آنچه بخانه داشت نشان فرا داد تا بستدند، و خویشتن را ازیشان باز خرید اسلام را، و هجرت را برسول خدا آمد بوى. در خبر آوردهاند که چون پیش وى آمد مصطفى او را گفت: «صهیب ربح البیع ربح البیع»، و گفتهاند که مشرکان او را روزگارى در مکه تعذیب کردند، گفت «انى شیخ کبیر فهل لکم ان تأخذوا مالى و تذرونى و دینى، ففعلوا، ثم خرج الى المدینة، فتلقاه ابو بکر و عمر فى رجال، فقال له ابو بکر ربح بیعک ابا یحیى و قرأ علیه هذه الآیة. یشرى و یشترى و یبیع و یبتاع همه یکى است خرید را و فروخت را عرب هر چهار گویند. ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ طلبا لمرضاته، مشرکان صهیب را عذاب میکردند تا مرتد شود، گفت: من پیر مردیم، اگر من با شما باشم هیچ نفعى بشما عاید نگردد و هیچ مضرتى نرسد، مرا بگذارید و مالم فرا گیرید، پس مال ازو بستدند و او مراجعت بمدینه کرد. انوری : رباعیات
رباعی ۲۳۵ - منصوریه هر گزت درآمد به ضمیر
منصوریه هر گزت درآمد به ضمیر هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۲- مالک بن دینار، رضی اللّه عنه
و منهم: بقیهٔ اهل انس و زین جمله جن و انس، مالک بن دینار، رضی اللّه عنه سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۷۲ - با دلی رفته به استسقا
با دلی رفته به استسقا نسیمی : غزلیات
شماره ۲۰۲ - ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم
ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۲ - تا هجر تو کرد بر وصال تو شتاب
تا هجر تو کرد بر وصال تو شتاب انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸ - مدح ناصرالدین طوطیبیک و عضدالدین کندکز
یافت احوال جهان رونق جاویدانی خاقانی : رباعیات
شماره ۲۸۸ - کو عمر؟ که داد عیش بستانم از او
کو عمر؟ که داد عیش بستانم از او جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۵۱ - تا هوای اوست دل را در قفس همچون حباب
تا هوای اوست دل را در قفس همچون حباب حیدر شیرازی : قصاید السبعه
فی نعت النبی صلی الله علیه و سلم
شمس و قمر ز پرتو رای محمدست خاقانی : رباعیات
شماره ۲۸۶ - دل هرچه کند عشق فزون آید از او
دل هرچه کند عشق فزون آید از او غبار همدانی : غزلیات
شماره ۷۸ - ای عهد شکسته و جفا کرده
ای عهد شکسته و جفا کرده
بخش ۲۳۸ - جنگ دیگر ایرانیان با کوش، و کشته شدن شاه تبت به دست نستوه
سپیده چو بگشاد چون باز پر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۶۱ - حاصل عمر زخود بیخبران آه بود
حاصل عمر زخود بیخبران آه بود سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۵۵۶ - من این دردی که دارم چاره اش آن سیمتن باشد
من این دردی که دارم چاره اش آن سیمتن باشد قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۶۷ - مکتوبی است از قائم مقام به نواب سیف الملوک میرزا
ولست بسیف للملوک و انما میرزاده عشقی : مقطعات
شمارهٔ ۱ - چشمت کور!
خیال خواجگیت بود، بر تمام جهان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۹۶ - کعبه و بتکده سنگ ره اهل دل نیست
کعبه و بتکده سنگ ره اهل دل نیست ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۳۶ - ای به رَهِ جستجوی نعره زنان دوست دوست
ای به رَهِ جستجوی نعره زنان دوست دوست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۷۰ - ای دل، به چشم عبرت نظاره جهان کن
ای دل، به چشم عبرت نظاره جهان کن رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۳۷ - النوبة الثانیة: قوله تعالى: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ الایة... این آیت در شأن صهیب
قوله تعالى: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ الایة... این آیت در شأن صهیب بن سنان الرومى آمده است. مردى بود از جمله صحابه از عرب ابن نمر بن قاسط کنیت وى ابو یحیى دو پسر بود او را یکى حمزه نام، و یکى یحیى، و مصطفى او را باین کنیت خواند، بکودکى در غارت بدست روم افتاد، در میان ایشان بالید، وى را بدان رومى خواندند. عمر خطاب وصیت کرد تا وى بر او نماز کرد رسول خدا وى را دوست داشت و از وى راضى مرد، آن گه که بر رسول خدا مىآمد بهجرت، مشرکان وى را در راه بگرفتند، قصد کردند که وى را بکشند یا باز گردانند، آنچه از مال دنیا با خود داشت فرا ایشان داد، و آنچه بخانه داشت نشان فرا داد تا بستدند، و خویشتن را ازیشان باز خرید اسلام را، و هجرت را برسول خدا آمد بوى. در خبر آوردهاند که چون پیش وى آمد مصطفى او را گفت: «صهیب ربح البیع ربح البیع»، و گفتهاند که مشرکان او را روزگارى در مکه تعذیب کردند، گفت «انى شیخ کبیر فهل لکم ان تأخذوا مالى و تذرونى و دینى، ففعلوا، ثم خرج الى المدینة، فتلقاه ابو بکر و عمر فى رجال، فقال له ابو بکر ربح بیعک ابا یحیى و قرأ علیه هذه الآیة. یشرى و یشترى و یبیع و یبتاع همه یکى است خرید را و فروخت را عرب هر چهار گویند. ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ طلبا لمرضاته، مشرکان صهیب را عذاب میکردند تا مرتد شود، گفت: من پیر مردیم، اگر من با شما باشم هیچ نفعى بشما عاید نگردد و هیچ مضرتى نرسد، مرا بگذارید و مالم فرا گیرید، پس مال ازو بستدند و او مراجعت بمدینه کرد. انوری : رباعیات
رباعی ۲۳۵ - منصوریه هر گزت درآمد به ضمیر
منصوریه هر گزت درآمد به ضمیر هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۲- مالک بن دینار، رضی اللّه عنه
و منهم: بقیهٔ اهل انس و زین جمله جن و انس، مالک بن دینار، رضی اللّه عنه سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۷۲ - با دلی رفته به استسقا
با دلی رفته به استسقا نسیمی : غزلیات
شماره ۲۰۲ - ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم
ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۲ - تا هجر تو کرد بر وصال تو شتاب
تا هجر تو کرد بر وصال تو شتاب انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸ - مدح ناصرالدین طوطیبیک و عضدالدین کندکز
یافت احوال جهان رونق جاویدانی خاقانی : رباعیات
شماره ۲۸۸ - کو عمر؟ که داد عیش بستانم از او
کو عمر؟ که داد عیش بستانم از او جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۵۱ - تا هوای اوست دل را در قفس همچون حباب
تا هوای اوست دل را در قفس همچون حباب حیدر شیرازی : قصاید السبعه
فی نعت النبی صلی الله علیه و سلم
شمس و قمر ز پرتو رای محمدست خاقانی : رباعیات
شماره ۲۸۶ - دل هرچه کند عشق فزون آید از او
دل هرچه کند عشق فزون آید از او غبار همدانی : غزلیات
شماره ۷۸ - ای عهد شکسته و جفا کرده
ای عهد شکسته و جفا کرده