خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از عشق نافرجام، شکست عهد و جفا، رنج فراق، و از دست دادن صبر و آرامش سخن میگوید. شاعر از بیگانه شدن یار و غارت دلش شکایت دارد و به تلخیهای عشق اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و شکست، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده (مانند «پیراهن صبر من قبا کرده») ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۷۸ - ای عهد شکسته و جفا کرده
ای عهد شکسته و جفا کرده
ما را به فراق مبتلا کرده ۱
ای داده به دست مدعی دامان
پیراهن صبر من قبا کرده ۲
بیگانه ز خویش آشنا گشته
بیگانه به خویش آشنا کرده ۳
از غارت مُلک دل نمیترسی
ای تاخت به خانۀ خدا کرده ۴
نایافته چون تو گوهری در بحر
تا مردم دیده ام شنا کرده ۵
گردیده سپید مردم چشمم
در اشک ز بس که دست و پا کرده ۶
ما را به فراق مبتلا کرده ۱
ای داده به دست مدعی دامان
پیراهن صبر من قبا کرده ۲
بیگانه ز خویش آشنا گشته
بیگانه به خویش آشنا کرده ۳
از غارت مُلک دل نمیترسی
ای تاخت به خانۀ خدا کرده ۴
نایافته چون تو گوهری در بحر
تا مردم دیده ام شنا کرده ۵
گردیده سپید مردم چشمم
در اشک ز بس که دست و پا کرده ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷ - از تغافل ساقی سرمست بی پروای من
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - خم می افلاک و جامش آفتاب و ارض عالم میکده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.