این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق الهی و دلدادگی به معشوق ازلی سخن میگوید. او جهان را به میکده و بتکده تشبیه میکند و خود را عاشقی میداند که نامش در دفتر عشاق ثبت شده است. شاعر از تأثیرات عمیق عشق بر زندگی و ایمان خود میگوید و از ساقی میخواهد که با بوسهای گرم از لب کوثر، گردش چرخ زندگیاش را دوباره جان بخشد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بتکده و میکده ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای مخاطبان جوانتر داشته باشد.
شماره ۷۹ - خم می افلاک و جامش آفتاب و ارض عالم میکده
عشق را مِی میشمار و عاشقان را میزده ۱
آینۀ عالم چو خالی از بت موزون ماست
مؤمنم میخوان اگر خوانم جهان را بتکده ۲
ثبت شد تا نام من در دفتر عشّاق او
غیرت زردشتیم دارد بدل آتشکده ۳
کیست آن کو خورده از صهبای عشق آن صنم
آتشی در خانمان و دین و ایمان نازده ۴
گرنه عشق آن پری دیوانه ام دارد چرا
بر سرم از شیخ و شاب و مرد و زن غوغا زده ۵
گردش چرخم فسرده دارد ای ساقی بیا
از لب کوثر خاصت بوسۀ گرمی بده ۶
هان غبار اندر طلب عشقت اگر یکره کند
دل نبردی زو که جز او کس نبرده ره به دِه ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.