خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عمری که به بطالت گذرانده و سخنان بیفایده گفته، ابراز ندامت میکند. او امیدوار بود که کسی به حرفهایش گوش دهد، اما متوجه شد که دیگران کر و لال هستند و هیچ واکنشی نشان نمیدهند.
مفاهیم عمیق و احساسی مانند ندامت، ناامیدی و تنهایی در این شعر وجود دارد که درک آنها برای کودکان دشوار است. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این احساسات ارتباط برقرار کنند.
شماره ۹۹ - عمری به عبث همنفس قال شدیم
عمری به عبث همنفس قال شدیم
از بس کردیم قال از حال شدیم ۱
گفتیم: مگر گوش بر آوازی هست
دیدیم کرند گوشها، لال شدیم ۲
از بس کردیم قال از حال شدیم ۱
گفتیم: مگر گوش بر آوازی هست
دیدیم کرند گوشها، لال شدیم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸ - ما دشمن خویش را، بیاری زده ایم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - هر چند گناه تو عظیم است عظیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.