کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۴۶ - خوش باش که تا نه بس ازینجا بروی
خوش باش که تا نه بس ازینجا بروی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۶۸ - ما ز بیقدری اگر لایق دیدار نه ایم
ما ز بیقدری اگر لایق دیدار نه ایم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۲۰ - چه دل گشایدم از باغ و بوستان بی تو؟
چه دل گشایدم از باغ و بوستان بی تو؟ شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۳۹ - توبه از زهد و زاهدی کردم
توبه از زهد و زاهدی کردم بلند اقبال : قصاید
شماره ۴ - ای سیه زلف نگار از بس پریشان بینمت
ای سیه زلف نگار از بس پریشان بینمت قائم مقام فراهانی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۸ - در تهنیت یکی از فتوحات ولی عهد در جنگ روس
خواب بس ای بخت خفته شب به سر آمد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۱۶ - شب که جوش گریه من مایه سیلاب بود
شب که جوش گریه من مایه سیلاب بود قائم مقام فراهانی : جلایرنامه
بخش ۱۰ - جلایر مرکب رهوار دارد
جلایر مرکب رهوار دارد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۹۶ - یار اگر زان رقیبان و گرزان من است
یار اگر زان رقیبان و گرزان من است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۶۲ - داغی که کوه را جگر گرم لاله کرد
داغی که کوه را جگر گرم لاله کرد عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۴۲ - آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست
آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست میرداماد : رباعیات
شماره ۱۶ - آنیم که آتش تو قوت دل ماست
آنیم که آتش تو قوت دل ماست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳۴ - از حسن تو یک رقعه به گلزار رسیده
از حسن تو یک رقعه به گلزار رسیده صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۴۶۸ - پیراهنی که میطلبی از نسیم مصر
پیراهنی که میطلبی از نسیم مصر شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۰۹ - ملک و ملکوت با هم آمیخته اند
ملک و ملکوت با هم آمیخته اند مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۲۹ - اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم
اگر چه شَرط نَهادیم و اِمْتِحان کردیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۴۵ - غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟
غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟ مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۴۳ - بشستم تختهٔ هستی، سر عالم، نمیدارم
بِشُستم تَختهٔ هستی، سَرِ عالَم، نمیدارم فردوسی : پادشاهی خسرو پرویز
بخش ۹ - ز لشکر گزین کرد بهرام شیر
ز لشکر گزین کرد بهرام شیر ابوعلی عثمانی : باب سوم
بخش ۲۴ - واردات
و از آن جمله وارداتست. واردات اندر سخن ایشان بسیار بود، وارد آن بود که بر دلها درآید از خواطر پسندیده از آنچه بکسب بنده نبود و آنچه از جمله خواطر نبود این نیز وارد بود، پس واردی بود از حق و واردی بود از علم و واردات عام تر بود زیرا خواطر مخصوص بود بنوعی از خطاب یا آنچه بدان معنی بود. واردات مختلف بود وارد شادی بود یا وارد اندوه یا وارد قبض یا وارد بسط و جز این معنیهای دیگر.
شماره ۸۴۶ - خوش باش که تا نه بس ازینجا بروی
خوش باش که تا نه بس ازینجا بروی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۶۸ - ما ز بیقدری اگر لایق دیدار نه ایم
ما ز بیقدری اگر لایق دیدار نه ایم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۲۰ - چه دل گشایدم از باغ و بوستان بی تو؟
چه دل گشایدم از باغ و بوستان بی تو؟ شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۳۹ - توبه از زهد و زاهدی کردم
توبه از زهد و زاهدی کردم بلند اقبال : قصاید
شماره ۴ - ای سیه زلف نگار از بس پریشان بینمت
ای سیه زلف نگار از بس پریشان بینمت قائم مقام فراهانی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۸ - در تهنیت یکی از فتوحات ولی عهد در جنگ روس
خواب بس ای بخت خفته شب به سر آمد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۱۶ - شب که جوش گریه من مایه سیلاب بود
شب که جوش گریه من مایه سیلاب بود قائم مقام فراهانی : جلایرنامه
بخش ۱۰ - جلایر مرکب رهوار دارد
جلایر مرکب رهوار دارد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۹۶ - یار اگر زان رقیبان و گرزان من است
یار اگر زان رقیبان و گرزان من است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۶۲ - داغی که کوه را جگر گرم لاله کرد
داغی که کوه را جگر گرم لاله کرد عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۴۲ - آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست
آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست میرداماد : رباعیات
شماره ۱۶ - آنیم که آتش تو قوت دل ماست
آنیم که آتش تو قوت دل ماست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳۴ - از حسن تو یک رقعه به گلزار رسیده
از حسن تو یک رقعه به گلزار رسیده صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۴۶۸ - پیراهنی که میطلبی از نسیم مصر
پیراهنی که میطلبی از نسیم مصر شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۰۹ - ملک و ملکوت با هم آمیخته اند
ملک و ملکوت با هم آمیخته اند مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۲۹ - اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم
اگر چه شَرط نَهادیم و اِمْتِحان کردیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۴۵ - غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟
غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟ مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۴۳ - بشستم تختهٔ هستی، سر عالم، نمیدارم
بِشُستم تَختهٔ هستی، سَرِ عالَم، نمیدارم فردوسی : پادشاهی خسرو پرویز
بخش ۹ - ز لشکر گزین کرد بهرام شیر
ز لشکر گزین کرد بهرام شیر ابوعلی عثمانی : باب سوم
بخش ۲۴ - واردات
و از آن جمله وارداتست. واردات اندر سخن ایشان بسیار بود، وارد آن بود که بر دلها درآید از خواطر پسندیده از آنچه بکسب بنده نبود و آنچه از جمله خواطر نبود این نیز وارد بود، پس واردی بود از حق و واردی بود از علم و واردات عام تر بود زیرا خواطر مخصوص بود بنوعی از خطاب یا آنچه بدان معنی بود. واردات مختلف بود وارد شادی بود یا وارد اندوه یا وارد قبض یا وارد بسط و جز این معنیهای دیگر.