خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از توبه از زهد و زاهدی سخن میگوید و خود را در خرابات و مستی مییابد. او از عشق و صداقت خود میگوید و درد دلهایش را با درد دیگران تقسیم میکند. شاعر خود را رند، مست و آزاده میداند و عشق و اشک را گواهان خود معرفی میکند. در نهایت، او خود را بندهٔ سید خرابات میخواند و اطاعت از او را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و تصوفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، اشاره به مستی و رندی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۱۰۳۹ - توبه از زهد و زاهدی کردم
توبه از زهد و زاهدی کردم
در خرابات مست می گردم ۱
می خمخانهٔ حدوث و قدم
شادی روی عاشقان گردم ۲
خاطر کس ز من ملول نشد
ننشسته به دامنی گردم ۳
دُردی درد دل همی نوشم
دردمندانه همدم دردم ۴
زن دنیا و آخرت چه کنم
رند و مست و مجرد و فردم ۵
عاشق و صادقم گواهانم
اشک سرخست و چهرهٔ زردم ۶
بندهٔ سید خراباتم
هر چه فرمود بنده آن کردم ۷
در خرابات مست می گردم ۱
می خمخانهٔ حدوث و قدم
شادی روی عاشقان گردم ۲
خاطر کس ز من ملول نشد
ننشسته به دامنی گردم ۳
دُردی درد دل همی نوشم
دردمندانه همدم دردم ۴
زن دنیا و آخرت چه کنم
رند و مست و مجرد و فردم ۵
عاشق و صادقم گواهانم
اشک سرخست و چهرهٔ زردم ۶
بندهٔ سید خراباتم
هر چه فرمود بنده آن کردم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۳۸ - عاشق و مستم و در کوی مغان می گردم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۴۰ - گر بر افروزد آتش در دم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.