سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۸ - رجوع ولد بقونیه در رکاب شمس الدین
بازگشت از دمشق جانب روم ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - معالجه حب مدح و ثناء و کراهت بدنامی
چون دانستی که حب مدح، و کراهت ذم از جمله مهلکات و رذایل صفات است، پس باید دامت همت بر میان زده و در صدد معالجه آن برآیی پیش از آنکه امر از دستت بیرون رود. سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۶ - استشهاد آوردن حکایت سلطان محمود که امیرانش از حسد میگفتند که چرا پیش سلطان ایاز از ما مقرب تر باشد و دریافتن سلطان ضمیر ایشان و بشکستن گوهر شب افروزشان امتحان کردن و ناشکستن ایشان گوهر را و تحسین کردن پادشاه و عاقبت بدست ایاز رسیدن و شکستن ایاز آن گوهر شب افروز را
همچنین بود قصۀ محمود ایرانشان : کوشنامه
بخش ۷۴ - جواب دادن آتبین کوش را و تمثیل نهنگ
بدو گفت کای دیو چهره به رنگ شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۸۳ - عشق را جز عشق لایق هست نیست
عشق را جز عشق لایق هست نیست نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۳۳ - توانایی چه جویی، خستگی به
توانایی چه جویی، خستگی به امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۳۲ - اینچنین تند که آن قلب شکن می آید
اینچنین تند که آن قلب شکن می آید سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۵۰ - رباعی
ماییم کله چو لاله بر خاک زده انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ - مدح یکی از اقوام پادشاه کند
ای به نیک اختر شده هم سلف سلطان جهان سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۸۵ - دل قمری سرو قد رعنای محمد
دل قمری سرو قد رعنای محمد کمال خجندی : مقطعات
شماره ۵۰ - صوفیی علم لغت میکرد بحث
صوفیی علم لغت میکرد بحث امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۶۵ - مرگ فرهاد نه آن بود و هلاک شیرین
مرگ فرهاد نه آن بود و هلاک شیرین الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۹۸ - در ذکر نماز گذاردن حر و سپاهش با امام علیه السلام و خطبه خواندن آن حضرت
شهنشه به حر گفت یک سو خرام نصرالله منشی : باب البوم و الغراب
بخش ۲ - زاغان و بومان
آوردهاند که در کوهی بلند در ختی بود بزرگ، شاخهای آهخته ازو جسته، و برگ بسیار گرد او درآمده. و دران قریب هزار خانه زاغ بود. و آن زاغان را ملکی بود که همه در فرمان و متابعت او بودند ی، و اوامر و نواهی او را در ل و عقد امتثال نمودند ی. شبی ملک بومان بسبب دشمنایگی که میان بوم و زاغست بیرون آمد و بطریق شبیخون برزاغان زود و کام تمام براند، و مظفر و منصور و موید و مسرور بازگشت. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۵۶ - ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی
ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۵۷ - ای توده که جهل در سرشت من و توست
ای توده که جهل در سرشت من و توست انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۳ - تاب رخ یار من نداری ای گل
تاب رخ یار من نداری ای گل سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۵ - دربیان آنکه چون خدا خواهد که قومی را هلاک کند خصمان را در نظر ایشان خوار و بیمقدار و اندک نماید اگرچه بسیار و بیشمار باشند و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امراً کان مفعولا
آن شنیدی که قوم بد طالع مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۹۵ - یک یک هنرم بین و گنه ده ده بخش
یک یک هنرم بین و گنه ده ده بخش بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۲۷ - بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم
بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم
بخش ۲۸ - رجوع ولد بقونیه در رکاب شمس الدین
بازگشت از دمشق جانب روم ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - معالجه حب مدح و ثناء و کراهت بدنامی
چون دانستی که حب مدح، و کراهت ذم از جمله مهلکات و رذایل صفات است، پس باید دامت همت بر میان زده و در صدد معالجه آن برآیی پیش از آنکه امر از دستت بیرون رود. سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۶ - استشهاد آوردن حکایت سلطان محمود که امیرانش از حسد میگفتند که چرا پیش سلطان ایاز از ما مقرب تر باشد و دریافتن سلطان ضمیر ایشان و بشکستن گوهر شب افروزشان امتحان کردن و ناشکستن ایشان گوهر را و تحسین کردن پادشاه و عاقبت بدست ایاز رسیدن و شکستن ایاز آن گوهر شب افروز را
همچنین بود قصۀ محمود ایرانشان : کوشنامه
بخش ۷۴ - جواب دادن آتبین کوش را و تمثیل نهنگ
بدو گفت کای دیو چهره به رنگ شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۸۳ - عشق را جز عشق لایق هست نیست
عشق را جز عشق لایق هست نیست نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۳۳ - توانایی چه جویی، خستگی به
توانایی چه جویی، خستگی به امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۳۲ - اینچنین تند که آن قلب شکن می آید
اینچنین تند که آن قلب شکن می آید سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۵۰ - رباعی
ماییم کله چو لاله بر خاک زده انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ - مدح یکی از اقوام پادشاه کند
ای به نیک اختر شده هم سلف سلطان جهان سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۸۵ - دل قمری سرو قد رعنای محمد
دل قمری سرو قد رعنای محمد کمال خجندی : مقطعات
شماره ۵۰ - صوفیی علم لغت میکرد بحث
صوفیی علم لغت میکرد بحث امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۶۵ - مرگ فرهاد نه آن بود و هلاک شیرین
مرگ فرهاد نه آن بود و هلاک شیرین الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۹۸ - در ذکر نماز گذاردن حر و سپاهش با امام علیه السلام و خطبه خواندن آن حضرت
شهنشه به حر گفت یک سو خرام نصرالله منشی : باب البوم و الغراب
بخش ۲ - زاغان و بومان
آوردهاند که در کوهی بلند در ختی بود بزرگ، شاخهای آهخته ازو جسته، و برگ بسیار گرد او درآمده. و دران قریب هزار خانه زاغ بود. و آن زاغان را ملکی بود که همه در فرمان و متابعت او بودند ی، و اوامر و نواهی او را در ل و عقد امتثال نمودند ی. شبی ملک بومان بسبب دشمنایگی که میان بوم و زاغست بیرون آمد و بطریق شبیخون برزاغان زود و کام تمام براند، و مظفر و منصور و موید و مسرور بازگشت. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۵۶ - ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی
ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۵۷ - ای توده که جهل در سرشت من و توست
ای توده که جهل در سرشت من و توست انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۳ - تاب رخ یار من نداری ای گل
تاب رخ یار من نداری ای گل سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۵ - دربیان آنکه چون خدا خواهد که قومی را هلاک کند خصمان را در نظر ایشان خوار و بیمقدار و اندک نماید اگرچه بسیار و بیشمار باشند و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امراً کان مفعولا
آن شنیدی که قوم بد طالع مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۹۵ - یک یک هنرم بین و گنه ده ده بخش
یک یک هنرم بین و گنه ده ده بخش بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۲۷ - بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم
بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم