صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۳۰ - چشمم به دستگیری لطف جیب نیست
چشمم به دستگیری لطف جیب نیست
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۳۷۷ - پای کوبان دست افشان در سماع
پای کوبان دست افشان در سماع
صفای اصفهانی : مثنوی
بخش ۵ - سؤال دوم
چه باشد ملک ملک و ملک حق چیست
ملک‌الشعرای بهار : مسمطات
ایران مال شماست
هان ای ایرانیان‌! ایران اندر بلاست
بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۳۴ - هر سوی جلوه ای گل خندان چه می کنی
هر سوی جلوه ای گل خندان چه می کنی
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۱۱ - حسن را تکیه‌گه آن طرف کلاهست امروز
حسن را تکیه‌گه آن طرف کلاهست امروز
مولوی : دفتر اول
بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش
آن کَری را گفت اَفْزون مایه‌یی
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۳۱ - الهی از خود تو هر مفلسی را نصیبی و از کرم تو هر درد مندی را طبیبی و از وسعت رحمت
الهی از خود تو هر مفلسی را نصیبی و از کرم تو هر درد مندی را طبیبی و از وسعت رحمت تو هر کسی را سهمی است. ای یار بارم ده تا داستان درد خود به تو پردازم، بر درگاه تو میزارم و در امید بینم تو مینازم یک نظر در من نگر تا دو گیتی به آب اندازم
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۳۹ - چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بود
چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بود
نهج البلاغه : خطبه ها
سوابق أشعث بن قيس
و من كلام له عليه‌السلام قاله للأشعث بن قيس و هو على منبر الكوفة يخطب
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۳۱۱ - کچکول پز
با مه کچکول پز گفتم که حمالی کنم
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۷ - در راه وصالت ای بت کج کلهم
در راه وصالت ای بت کج کلهم
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۵۴ - گفت دلبر بر من از حسرت نگر گفتم به‌چشم
گفت دلبر بر من از حسرت نگر گفتم به‌چشم
سعیدا : غزلیات
شماره ۴۸۴ - از دم تیغ غم او هر نفس خون می خورم
از دم تیغ غم او هر نفس خون می خورم
اهلی شیرازی : قصاید
شمارهٔ ۴۳ - در مدح سعد الدین اسعد گوید
چنین که سر بفلک سرو قد یار کشد
عطار نیشابوری : بخش سیزدهم
(۵) حکایت مرد حریص و ملک الموت
حریصی در میان مست و هشیار
میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۰۸ - لبت در خنده با من، وز نگاهت جنگ می‌بارد
لبت در خنده با من، وز نگاهت جنگ می‌بارد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۲ - می کند عشق گران تمکین، سبک جانانه را
می کند عشق گران تمکین، سبک جانانه را
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۵۳ - روز عمرم بزوال آمد وشب نیز رسید
روز عمرم بزوال آمد وشب نیز رسید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۲۳ - سوز دل برداشت آخر پرده از کارم چو شمع
سوز دل برداشت آخر پرده از کارم چو شمع