خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند رهایی از خودپرستی، رسیدن به مقام معنوی، گذر عمر و بیاعتباری دنیا، عشق به معشوق حقیقی، و ارزش فقر و قناعت میپردازد. همچنین اشارهای به تلاش برای رسیدن به مقصود و سختیهای راه دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۸ - تا از خودی خود نبریدند عزیزان
تا از خودی خود نبریدند عزیزان
چون نی به مقامی نرسیدند عزیزان ۱
چون عمر سبکسیر ازین عالم پرشور
رفتند و به دنبال ندیدند عزیزان ۲
دادند به معشوق حقیقی دل و جان را
یوسف به زر قلب خریدند عزیزان ۳
دیدند که در روی زمین نیست پناهی
در کنج دل خویش خزیدند عزیزان ۴
خارست نصیب تو ز گلزار، وگرنه
از خار چه گلهاکه نچیدند عزیزان ۵
فقری که تو امروز به هیچش نستانی
با سلطنت بلخ خریدند عزیزان ۶
درقید فرنگ آن که نیفتاده، چه داند
کز جسم گرانجان چه کشیدند عزیزان ۷
صائب نرسیدند به سر منزل مقصود
تا پای به دامن نکشیدند عزیزان ۸
چون نی به مقامی نرسیدند عزیزان ۱
چون عمر سبکسیر ازین عالم پرشور
رفتند و به دنبال ندیدند عزیزان ۲
دادند به معشوق حقیقی دل و جان را
یوسف به زر قلب خریدند عزیزان ۳
دیدند که در روی زمین نیست پناهی
در کنج دل خویش خزیدند عزیزان ۴
خارست نصیب تو ز گلزار، وگرنه
از خار چه گلهاکه نچیدند عزیزان ۵
فقری که تو امروز به هیچش نستانی
با سلطنت بلخ خریدند عزیزان ۶
درقید فرنگ آن که نیفتاده، چه داند
کز جسم گرانجان چه کشیدند عزیزان ۷
صائب نرسیدند به سر منزل مقصود
تا پای به دامن نکشیدند عزیزان ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۷ - ما کنج دل به روضهٔ رضوان نمیدهیم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹ - موج دریا را نباشد اختیار خویشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.