امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۰۰ - یار قبا چست کرد، رخش به میدان برید
یار قبا چست کرد، رخش به میدان برید
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۲۹ - فراهم کرد شکل کج کلاهی
فراهم کرد شکل کج کلاهی
ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۶ - ای قد تو سرو بوستانها
ای قد تو سرو بوستانها
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۸۳ - خطّی که قرین خال باشد
خطّی که قرین خال باشد
فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۲۲ - امشب از شعله آهم جگر غم می‌سوخت
امشب از شعله آهم جگر غم می‌سوخت
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۸۹ - آخر این دردم به درمان کی رسد
آخر این دردم به درمان کی رسد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۷۶ - ما را ز بار هستی تاکی غم خمیدن
ما را ز بار هستی تاکی غم خمیدن
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۳۸ - پای آبله و دست تهی، سینه کباب
پای آبله و دست تهی، سینه کباب
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۲۲۸ - مشکل ما جمله حلوا کرده‌اند
مشکل ما جمله حلوا کرده‌اند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۸ - چون ابر بهار چشم خون بار من است
چون ابر بهار چشم خون بار من است
ملا احمد نراقی : منتخب غزلیات و قطعات
شماره ۳۱ - راست گویم من اگر خود مرد دهقان بودمی
راست گویم من اگر خود مرد دهقان بودمی
الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۹۲ - دلجویی کردن امام علیه السلام ازدختر جناب مسلم و مویه گری او درمرگ پدر
زسالار بد دختری خردسال
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۶۵ - در بیان آنکه هر سخن اگرچه مضحکه است و بیحاصل چون آنرا ولی خدا فرماید گفتن جد محض شود و آن سخن بیفائده پر فایده گردد و در تقریر آنکه خدای تعالی با پیغمبر فرمود که امت تو از همه امتها بهتر اند و عنایت در حق ایشان از هرچه بیشتر است از آنکه پیشنیان را بسبب انکارشان هلاک کردم بعضی را بطوفان بعضی را بباد و بعضی را بخسف تا امت تو این همه را بشنوند و ادب گیرند و آنچنان انکار نیارند امت مرحومه از این وجه اند.
آن شنیدی اگرچه مضحکه است
شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۷۶ - دوش ان صنم بیگانه وش بگذشت بر من چون پری
دوش ان صنم بیگانه وش بگذشت بر من چون پری
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۱ - آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۶۸ - در بیان آنکه چون مولانا قدسنا اللّه یسره العزیز نقل فرمود چلبی حسام الدین بولد گفت که بجای والد خویش تو بنشین و شیخی کن تا من در خدمت ایستاده باشم. ولد قبول نکرد و گفت که مولانا نگذشته است، حاضر است المؤمنون لایموتون چنانکه در زمان مولانا خلیفه بودی بعد از او هم خلیفه باش.
گفت از آن پس حسام دین بولد
محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۱۰۵ - در ثنای سلطان سعید مغفور ناصرالدین شاه
حبّذا شهباز شاهنشاه چون پروا کند
ملا احمد نراقی : منتخب غزلیات و قطعات
شماره ۴ - خواب نوشین سحر لقمه ی چرب سرشب
خواب نوشین سحر لقمه ی چرب سرشب
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۳۸ - پیچیدن افعی به کمندت ماند
پیچیدن افعی به کمندت ماند
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۵۳ - سرو را با قد تو هستی نیست
سرو را با قد تو هستی نیست