خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج ناشی از جدایی و دوری از معشوق است. شاعر از بیقراری و عذاب روحی خود در غیاب یار قدیمی میگوید و حتی بهشت را بدون حضور معشوق جهنم میداند. همچنین، او به اشتباهات خود در رابطه عاشقانه اشاره میکند و بر اهمیت رضایت معشوق تأکید دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۱ - آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
از درد خود بپرس که یار قدیم ماست ۱
باغ بهشت بی سر کویت جهنم است
دیدار حور بی تو عذاب الیم ماست ۲
گردن ز تیغ حکم تو پیچیدمی ولی
ترک رضای دوست خطای عظیم ماست ۳
گفتم یکی ز حلقه به گوشان تُست دُر
خندان شد و نمود که آری یتیم ماست ۴
قانع شدن به سرو خیالی ز قامتش
کج بینیِ طبیعتِ نا مستقیم ماست ۵
از درد خود بپرس که یار قدیم ماست ۱
باغ بهشت بی سر کویت جهنم است
دیدار حور بی تو عذاب الیم ماست ۲
گردن ز تیغ حکم تو پیچیدمی ولی
ترک رضای دوست خطای عظیم ماست ۳
گفتم یکی ز حلقه به گوشان تُست دُر
خندان شد و نمود که آری یتیم ماست ۴
قانع شدن به سرو خیالی ز قامتش
کج بینیِ طبیعتِ نا مستقیم ماست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - آن معلم که لبت را روش جان آموخت
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.