خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق و جدایی میگوید، جایی که یار، شاعر را ترک کرده و به رقیبان روی آورده است. شاعر از غم و اندوهی که تحمل میکند سخن میگوید و اینکه چگونه دشمنانش به دوست تبدیل شدهاند و دوستانش به دشمن. او با وجود رنجها، همچنان امیدوار است و به آینده میاندیشد. همچنین، اشارهای به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر طبیعت دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۲۲ - آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت
آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت
دشمنان را دوست گشت و دوست را دشمن گرفت ۱
گر شد از دستِ غمش پاره گریبانم چه غم
چون بدین تدبیر روزی خواهمش دامن گرفت ۲
ز آن گرفتار بلا شد دل که خونم خورده بود
تو مکن جانا چنین کاو را دعای من گرفت ۳
کشور جان را که ایمن بود از تاراج غم
عاقبت چشم بلا جویش به مکر و فن گرفت ۴
تا چرا گل را به لطف عارضت تتشبیه کرد
می کند هردم صبا زین وجه بر سوسن گرفت ۵
با خیالی در محل قتل تیغش هرچه گفت
سر نه پیچید و گناه خویش بر گردن گرفت ۶
دشمنان را دوست گشت و دوست را دشمن گرفت ۱
گر شد از دستِ غمش پاره گریبانم چه غم
چون بدین تدبیر روزی خواهمش دامن گرفت ۲
ز آن گرفتار بلا شد دل که خونم خورده بود
تو مکن جانا چنین کاو را دعای من گرفت ۳
کشور جان را که ایمن بود از تاراج غم
عاقبت چشم بلا جویش به مکر و فن گرفت ۴
تا چرا گل را به لطف عارضت تتشبیه کرد
می کند هردم صبا زین وجه بر سوسن گرفت ۵
با خیالی در محل قتل تیغش هرچه گفت
سر نه پیچید و گناه خویش بر گردن گرفت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - آیت حسن را که نام وفاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.