مولوی : غزلیات
غزل ۵۲ - چون همه عشق روی توست، جمله رضای نفس ما
چون همه عشقِ روی توست، جُمله رِضایِ نَفْسِ ما سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۷۶ - نکند دانا مستی نخورد عاقل می
نکند دانا مستی نخورد عاقل می اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۷۴ - گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی
گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی قائم مقام فراهانی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۱ - قصیده ای است در تبریک ورود ولی عهد از طهران به تبریز
این طارم فرخنده که پیداست زبیدا کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۴۶ - تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود
تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود نصرالله منشی : باب الصائغ و السیاح
بخش ۲ - آوردهاند که جماعتی از صیادان در بیابانی از برای دد، چاهی فروبردند، ببری و بوزنه ای و ماری دران افتادند. و بر اثر ایشان زرگری هم بدان مضبوط گشت؛ و ایش
آوردهاند که جماعتی از صیادان در بیابانی از برای دد، چاهی فروبردند، ببری و بوزنه ای و ماری دران افتادند. و بر اثر ایشان زرگری هم بدان مضبوط گشت؛ و ایشان از رنج خود بایذای او نرسیدند. و روزها بر آن قرار بماندند تا یکروز سیاحی بریشان گذشت و آن حال مشاهدت کرد و با خود گفت: این مرد را از این محنت خلاصی طلبم و ثواب آن ذخیره آخرت گردانم. رشته فرو گذاشت، بوزنه دران آویخت، بار دیگر مار مسابقت کرد، بار سوم ببر. چون هرسه بهامون رسیدند او را گفتند: ترا بر هریک از ما نعمتی تمام متوجه شد. در این وقت، مجازات میسر نمی گردد-بوزنه گفت:وطن من در کوهست پیوسته شهر بوراخور؛ و ببر گفت: در آن حوالی بیشه ای است، من آنجا باشم؛ و مار گفت: من درباره آن شهر خانه دارم -اگر آنجا گذری افتد و توفیق مساعدت نماید بقدر امکان عذر این احسان بخواهیم، و حالی نصیحتی د اریم: آن مرد را بیرون میار، که آدمی بدعهد باشد و پاداش نیکی بدی لازم پندارد، بجمال ظاهر ایشان فریفته نباید شد، که قبح باطن بران راجع است. ابوالحسن فراهانی : غزلیات
شماره ۴۷ - یا رضای دوست باید یا رضای خویشتن
یا رضای دوست باید یا رضای خویشتن ابوالحسن فراهانی : غزلیات
شماره ۵۷ - گفتگویت می دهد یاد از عتاب تازه ای
گفتگویت می دهد یاد از عتاب تازه ای صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۸۹ - خط نارسته که در لعل لب جانان است
خط نارسته که در لعل لب جانان است عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۴۶ - از عشق تو روی بر زمینم بنشین
از عشق تو روی بر زمینم بنشین خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۲۳ - سوگند نامه و مدح رضی الدین ابونصر نظام الملک وزیر شروان شاه
مرا ز هاتف همت رسد به گوش خطاب نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناخت
خبر داری که سیاحان افلاک اوحدی مراغهای : رباعیات
رباعی ۳۹ - مقصود ز هر حدیث و هر زمزمه اوست
مقصود ز هر حدیث و هر زمزمه اوست اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۷۹ - ترا صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت
ترا صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۳ - از دیدن من چشم تو شد زان سان سیر
از دیدن من چشم تو شد زان سان سیر سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۵۲ - نارفته به کوی صدق در گامی چند
نارفته به کوی صدق در گامی چند فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۳ - ابناء جهان که زاده بوالبشرند
ابناء جهان که زاده بوالبشرند اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۷۴ - هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد
هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴۹ - فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم
فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۰۷ - هر که درین درد گرفتار نیست
هر که درین درد گرفتار نیست
غزل ۵۲ - چون همه عشق روی توست، جمله رضای نفس ما
چون همه عشقِ روی توست، جُمله رِضایِ نَفْسِ ما سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۷۶ - نکند دانا مستی نخورد عاقل می
نکند دانا مستی نخورد عاقل می اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۷۴ - گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی
گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی قائم مقام فراهانی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۱ - قصیده ای است در تبریک ورود ولی عهد از طهران به تبریز
این طارم فرخنده که پیداست زبیدا کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۴۶ - تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود
تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود نصرالله منشی : باب الصائغ و السیاح
بخش ۲ - آوردهاند که جماعتی از صیادان در بیابانی از برای دد، چاهی فروبردند، ببری و بوزنه ای و ماری دران افتادند. و بر اثر ایشان زرگری هم بدان مضبوط گشت؛ و ایش
آوردهاند که جماعتی از صیادان در بیابانی از برای دد، چاهی فروبردند، ببری و بوزنه ای و ماری دران افتادند. و بر اثر ایشان زرگری هم بدان مضبوط گشت؛ و ایشان از رنج خود بایذای او نرسیدند. و روزها بر آن قرار بماندند تا یکروز سیاحی بریشان گذشت و آن حال مشاهدت کرد و با خود گفت: این مرد را از این محنت خلاصی طلبم و ثواب آن ذخیره آخرت گردانم. رشته فرو گذاشت، بوزنه دران آویخت، بار دیگر مار مسابقت کرد، بار سوم ببر. چون هرسه بهامون رسیدند او را گفتند: ترا بر هریک از ما نعمتی تمام متوجه شد. در این وقت، مجازات میسر نمی گردد-بوزنه گفت:وطن من در کوهست پیوسته شهر بوراخور؛ و ببر گفت: در آن حوالی بیشه ای است، من آنجا باشم؛ و مار گفت: من درباره آن شهر خانه دارم -اگر آنجا گذری افتد و توفیق مساعدت نماید بقدر امکان عذر این احسان بخواهیم، و حالی نصیحتی د اریم: آن مرد را بیرون میار، که آدمی بدعهد باشد و پاداش نیکی بدی لازم پندارد، بجمال ظاهر ایشان فریفته نباید شد، که قبح باطن بران راجع است. ابوالحسن فراهانی : غزلیات
شماره ۴۷ - یا رضای دوست باید یا رضای خویشتن
یا رضای دوست باید یا رضای خویشتن ابوالحسن فراهانی : غزلیات
شماره ۵۷ - گفتگویت می دهد یاد از عتاب تازه ای
گفتگویت می دهد یاد از عتاب تازه ای صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۸۹ - خط نارسته که در لعل لب جانان است
خط نارسته که در لعل لب جانان است عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۴۶ - از عشق تو روی بر زمینم بنشین
از عشق تو روی بر زمینم بنشین خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۲۳ - سوگند نامه و مدح رضی الدین ابونصر نظام الملک وزیر شروان شاه
مرا ز هاتف همت رسد به گوش خطاب نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناخت
خبر داری که سیاحان افلاک اوحدی مراغهای : رباعیات
رباعی ۳۹ - مقصود ز هر حدیث و هر زمزمه اوست
مقصود ز هر حدیث و هر زمزمه اوست اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۷۹ - ترا صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت
ترا صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۳ - از دیدن من چشم تو شد زان سان سیر
از دیدن من چشم تو شد زان سان سیر سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۵۲ - نارفته به کوی صدق در گامی چند
نارفته به کوی صدق در گامی چند فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۳ - ابناء جهان که زاده بوالبشرند
ابناء جهان که زاده بوالبشرند اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۷۴ - هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد
هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴۹ - فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم
فصل بهار اسیر گل و سرو و سوسنم عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۰۷ - هر که درین درد گرفتار نیست
هر که درین درد گرفتار نیست