فضولی : غزلیات
شماره ۱۶۲ - ببزم او سخن از درد من نمی گذرد
ببزم او سخن از درد من نمی گذرد مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۱۷ - حسب الحال
مرا بس ز دیوان مرا ز خدمت قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱۴۷ - در مدح امیر وهسودان
بتی که لاله چند از رخانش لاله ستان واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - تلاش برتری از حد، خلاف فرهنگ است
تلاش برتری از حد، خلاف فرهنگ است صغیر اصفهانی : قطعات
شمارهٔ ۲۹ - قطعه
این شنیدی که نکته پردازی امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۱۸ - لبالب آر قدح کز گلو فرود آید
لبالب آر قدح کز گلو فرود آید اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۳۹ - تاسف از درگذشت سیف الدین سنقر همدانی معروف به خمار تکین
نمی توان بسر سرّ روزگار رسید جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۶۸ - ما را به رخ دوست نیازست هنوز
ما را به رخ دوست نیازست هنوز ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۹۹ - در تعزیت
داورا از پس این غم که ترا رخ بنمود میرداماد : رباعیات
شماره ۲۲۵ - این چرخ کدوئیست کهن باده منم
این چرخ کدوئیست کهن باده منم قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۲۸ - اسب طرب و عیش تو ای شاه بزین باد
اسب طرب و عیش تو ای شاه بزین باد امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۱۰۰ - من عاشِقِ اونْ زِلْفِمه، که خَمْ دارنه یارونْ!
من عاشِقِ اونْ زِلْفِمه، که خَمْ دارنه یارونْ! ادیب الممالک : فرهنگ پارسی
شمارهٔ ۱۲ - در بیان مراتب ترقی و تنزل روح به عقیده بعضی حکماء به اصطلاح عرب و عجم
ای شده جادوی بیهوشی ز هوشت سنگسار قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۸ - سر و بالائی که دارد بر سر گل مشگ ناب
سر و بالائی که دارد بر سر گل مشگ ناب غزالی : عنوان اول - در شناختن نفس خویش
فصل چهارم
بدان که تن مملکت دل است و اندر این مملکت دل را لشکر های مختلف است: «و ما یعلم جنود ربک الا هو» و دل را که آفریده اند برای آخرت آفریده اند و کار وی طلب سعادت است و سعادت وی در معرفت خدای تعالی است و معرفت خدای تعالی وی را به معرفت صنع خدای حاصل آید و این جمله عالم است و معرفت عجایب عالم وی را از راه حواس حاصل آید و این حواس را قوام به کالبد است، پس معرفت صید وی است و حواس دام وی است و کالبد مرکب وی است و حمال و دام وی است: پس وی را به کالبد بدین سبب حاجت افتاد و کالبد وی مرکب است از آب و خاک و حرارت و رطوبت و بدین سبب ضعیف است و در خطر هلاک است، از درون به سبب گرسنگی و تشنگی و از بیرون به سبب آتش و آب و به سبب قصد دشمنان و ددگان و غیر آن؛ پس وی را به سبب گرسنگی و تشنگی به طعام و شراب حاجت افتد و بدین سبب به دو لشکر حاجت بود: یکی ظاهر، چون دست و پا و دهان و دندان و معده و یکی باطن، چو شهوت طعام و شراب و وی را به سبب دفع دشمنان بیرونی به دو لشکر حاجت افتد: یکی ظاهر چون دست و پا و سلاح و یکی باطن چون خشم و غضب و چون ممکن نباشد غذایی را که نبیند طلب کردن و دشمنی را که نبیند دفع کردن، وی را به ادراکات حاجت افتاد: بعضی ظاهر و آن پنج حواس است چون چشم و بینی و گوش و ذوق و لمس و بعضی باطن و آن نیز پنج است و منزلگاه آن دماغ است: چون قوت خیال و قوت تفکر و قوت حفظ و قوت تذکر و قوت توهم هر یکی را از این قوتها کاری است خاص و اگر یکی به خلل شود، کار آدمی به خلل شود در دین و دنیا. باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۵۱ - ای دل به چه غم خوردنت آمد پیشه
ای دل به چه غم خوردنت آمد پیشه امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۲۲۸ - شاهو نشاهه که اشرف ره جا بساته
شاهو نشاهه که اشرف ره جا بساته امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۲۵۳ - دیروزْ بَشیمهْ دوستِ دریچه وابی
دیروزْ بَشیمهْ دوستِ دریچه وابی اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۴۶ - دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم
دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شماره ۵ - زهی از دست سوگت چاک تا دامن گریبانها
زهی از دست سوگت چاک تا دامن گریبانها
شماره ۱۶۲ - ببزم او سخن از درد من نمی گذرد
ببزم او سخن از درد من نمی گذرد مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۱۷ - حسب الحال
مرا بس ز دیوان مرا ز خدمت قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱۴۷ - در مدح امیر وهسودان
بتی که لاله چند از رخانش لاله ستان واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - تلاش برتری از حد، خلاف فرهنگ است
تلاش برتری از حد، خلاف فرهنگ است صغیر اصفهانی : قطعات
شمارهٔ ۲۹ - قطعه
این شنیدی که نکته پردازی امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۱۸ - لبالب آر قدح کز گلو فرود آید
لبالب آر قدح کز گلو فرود آید اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۳۹ - تاسف از درگذشت سیف الدین سنقر همدانی معروف به خمار تکین
نمی توان بسر سرّ روزگار رسید جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۶۸ - ما را به رخ دوست نیازست هنوز
ما را به رخ دوست نیازست هنوز ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۹۹ - در تعزیت
داورا از پس این غم که ترا رخ بنمود میرداماد : رباعیات
شماره ۲۲۵ - این چرخ کدوئیست کهن باده منم
این چرخ کدوئیست کهن باده منم قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۲۸ - اسب طرب و عیش تو ای شاه بزین باد
اسب طرب و عیش تو ای شاه بزین باد امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۱۰۰ - من عاشِقِ اونْ زِلْفِمه، که خَمْ دارنه یارونْ!
من عاشِقِ اونْ زِلْفِمه، که خَمْ دارنه یارونْ! ادیب الممالک : فرهنگ پارسی
شمارهٔ ۱۲ - در بیان مراتب ترقی و تنزل روح به عقیده بعضی حکماء به اصطلاح عرب و عجم
ای شده جادوی بیهوشی ز هوشت سنگسار قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۸ - سر و بالائی که دارد بر سر گل مشگ ناب
سر و بالائی که دارد بر سر گل مشگ ناب غزالی : عنوان اول - در شناختن نفس خویش
فصل چهارم
بدان که تن مملکت دل است و اندر این مملکت دل را لشکر های مختلف است: «و ما یعلم جنود ربک الا هو» و دل را که آفریده اند برای آخرت آفریده اند و کار وی طلب سعادت است و سعادت وی در معرفت خدای تعالی است و معرفت خدای تعالی وی را به معرفت صنع خدای حاصل آید و این جمله عالم است و معرفت عجایب عالم وی را از راه حواس حاصل آید و این حواس را قوام به کالبد است، پس معرفت صید وی است و حواس دام وی است و کالبد مرکب وی است و حمال و دام وی است: پس وی را به کالبد بدین سبب حاجت افتاد و کالبد وی مرکب است از آب و خاک و حرارت و رطوبت و بدین سبب ضعیف است و در خطر هلاک است، از درون به سبب گرسنگی و تشنگی و از بیرون به سبب آتش و آب و به سبب قصد دشمنان و ددگان و غیر آن؛ پس وی را به سبب گرسنگی و تشنگی به طعام و شراب حاجت افتد و بدین سبب به دو لشکر حاجت بود: یکی ظاهر، چون دست و پا و دهان و دندان و معده و یکی باطن، چو شهوت طعام و شراب و وی را به سبب دفع دشمنان بیرونی به دو لشکر حاجت افتد: یکی ظاهر چون دست و پا و سلاح و یکی باطن چون خشم و غضب و چون ممکن نباشد غذایی را که نبیند طلب کردن و دشمنی را که نبیند دفع کردن، وی را به ادراکات حاجت افتاد: بعضی ظاهر و آن پنج حواس است چون چشم و بینی و گوش و ذوق و لمس و بعضی باطن و آن نیز پنج است و منزلگاه آن دماغ است: چون قوت خیال و قوت تفکر و قوت حفظ و قوت تذکر و قوت توهم هر یکی را از این قوتها کاری است خاص و اگر یکی به خلل شود، کار آدمی به خلل شود در دین و دنیا. باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۵۱ - ای دل به چه غم خوردنت آمد پیشه
ای دل به چه غم خوردنت آمد پیشه امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۲۲۸ - شاهو نشاهه که اشرف ره جا بساته
شاهو نشاهه که اشرف ره جا بساته امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۲۵۳ - دیروزْ بَشیمهْ دوستِ دریچه وابی
دیروزْ بَشیمهْ دوستِ دریچه وابی اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۴۶ - دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم
دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شماره ۵ - زهی از دست سوگت چاک تا دامن گریبانها
زهی از دست سوگت چاک تا دامن گریبانها