خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از بیکاری و فراغت به عنوان موهبتی خوشایند یاد میکند و بیان میکند که اگر کسی شایسته باشد، دولت و خوشبختی به سراغش میآید. همچنین، او به نقش امام در روزگار اشاره کرده و تأکید میکند که اگر امام به کسی توجه نکند، آن شخص فرصتهایش را از دست میدهد. در نهایت، شاعر بیان میکند که برای او، هم دولت و هم نکبت ابزاری بیش نیستند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۷ - حسب الحال
مرا بس ز دیوان مرا ز خدمت
خوشا روز بیکاری و وقت عطلت ۱
بر این تیغ کوه گل انبار گویی
چو فغفور بر تختم و فور برکت ۲
چو دولت مهیا بود مر کسی را
اگر او نجوید بجویدش دولت ۳
امامی که بر روزگارست ما را
اگر او ندارد بدادمش مهلت ۴
اگر دولت آید و گر نکبت آید
به نزدیک من هر دو را هست آلت ۵
خوشا روز بیکاری و وقت عطلت ۱
بر این تیغ کوه گل انبار گویی
چو فغفور بر تختم و فور برکت ۲
چو دولت مهیا بود مر کسی را
اگر او نجوید بجویدش دولت ۳
امامی که بر روزگارست ما را
اگر او ندارد بدادمش مهلت ۴
اگر دولت آید و گر نکبت آید
به نزدیک من هر دو را هست آلت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۶ - پیری و جوانی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۸ - عرض بیچارگی و آرزوی گرمابه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.