خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از دل می‌پرسد که چرا غمگین است و از مرگ می‌ترسد، در حالی که مانند درخت از تیشه نباید ترسید. اگر هم به ناخوشی از این دنیا بروند، باید خوشحال باشند که از هزاران اندیشه رسته‌اند.

محتوا شامل مفاهیم فلسفی درباره زندگی و مرگ است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

رباعی ۱۵۱ - ای دل به چه غم خوردنت آمد پیشه

ای دل به چه غم خوردنت آمد پیشه
وز مرگ چه ترسی، چو درخت از تیشه ۱

گر زانکه به ناخوشی برندت زینجا
خوش باش که رستی ز هزار اندیشه ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۵۱۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:رباعی ۱۵۰ - ای پای شرف بر سر افلاک زده
گوهر بعدی:رباعی ۱۵۲ - گر مغز همه بینی و گر پوست همه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.