انوری : رباعیات
رباعی ۱۶۱ - یکباره مرا بلایت از پای نشاند
یکباره مرا بلایت از پای نشاند
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۹۵ - بلبل که تو از جان شده ای ناظر گل
بلبل که تو از جان شده ای ناظر گل
فایز دشتی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۷ - مرا این زندگی از بوی یار است
مرا این زندگی از بوی یار است
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۶۳ - زان پیش که این چرخ معلا کردند
زان پیش که این چرخ معلا کردند
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۴ - ما را که بود چه در بخار او چه بلخ
ما را که بود چه در بخار او چه بلخ
خیام : از ازل نوشته [۳۴-۲۶]
رباعی ۲۹
ای آن‌که نتیجهٔ چهار و هفتی،
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۴۲ - عمر به پایان رسید در هوس روی دوست
عمر به پایان رسید در هوس روی دوست
خیام : دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]
رباعی ۱۲۵
در دایرهِٔ سپهرِ ناپیدا غور،
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۵۵ - عیشم خوش از آن شعله افروخته باشد
عیشم خوش از آن شعله افروخته باشد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۷۰ - اهل همت بحر را از خار و خس پل بسته اند
اهل همت بحر را از خار و خس پل بسته اند
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۳۴ - شکرخند دلم خواهش ز لعل می کشی دارد
شکرخند دلم خواهش ز لعل می کشی دارد
رشیدالدین میبدی : ۲۴- سورة النّور- مدنیّة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «إِنَّ الَّذِینَ جاؤُ بِالْإِفْکِ» ایشان که این دروغ بزرگ آوردند «عُصْبَةٌ مِنْکُمْ» گروهى از شما، «لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ» مپندارید که آن بتر بود شما را «بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ» که آن بهتر بود شما را، « «لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ» هر مردى را از ایشان، «مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ» پاداش آنچه کرد از بدو گفت از دروغ، «وَ الَّذِی تَوَلَّى کِبْرَهُ مِنْهُمْ» و آن مرد که بپذیرفت و بر دست گرفت مهینه آن کار و برزیدن آن قصه از ایشان، «لَهُ عَذابٌ عَظِیمٌ (۱۱) او راست عذابى بزرگ.
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۶۶ - الهی این دل من کان حسرت است و تن من مایهٔ درد و غم خدایا نیارم گفت که اینهمه چرا
الهی این دل من کان حسرت است و تن من مایهٔ درد و غم خدایا نیارم گفت که اینهمه چرا بهره من، خداوندا ما نه ارزانی بودیم تا ما را بر گزیدی و نه نا ارزانی بودیم که به غلط بر گزیدی، بلکه به خود ارزانی کردی تا برگزیدی و هر عیب که میدیدی بپوشیدی.
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۵۷ - جوانمرد که بخورد و بدهد، به از عابدی که روزه دارد و بنهد
جوانمرد که بخورد و بدهد، به از عابدی که روزه دارد و بنهد. هر که ترک شهوات از بهر قبول خلق داده است، از شهوتی حلال در شهوتی حرام افتاده است.
صفای اصفهانی : مثنوی
بخش ۲۴ - سؤال نهم
برین سیرند ثابت اهل اسرار
فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۱۶ - سهل گفتی به ترک جان گفتن
سهل گفتی به ترک جان گفتن
وحشی بافقی : قطعات
شمارهٔ ۴ - پناه جهان
زهی پایه چتر اقبال تو
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۸ - دردشت محبت که گلشن محزونست
دردشت محبت که گلشن محزونست
سعدی : غزلیات
غزل ۱۳۳ - خیال روی توام دوش در نظر می‌گشت
خیال روی توام دوش در نظر می‌گشت
عطار نیشابوری : بخش هفتم
الحکایه و التمثیل
یکی پشه شکایت کرد از باد