خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و درد فراق سخن میگوید. او از خستگی روحی و جسمی خود در اثر عشق و دوری از معشوق مینالد. احساسات عمیق و دردناک او به حدی است که حتی طبیعت و آسمان نیز تحت تأثیر نالههایش قرار میگیرند. شاعر از تیرهای عشق و هجران سخن میگوید و در نهایت به صبر و امیدواری دعوت میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۳۳ - خیال روی توام دوش در نظر میگشت
خیال روی توام دوش در نظر میگشت
وجود خستهام از عشق بیخبر میگشت ۱
همای شخص من از آشیان شادی دور
چو مرغ حلق بریده به خاک بر میگشت ۲
دل ضعیفم از آن کرد آه خون آلود
که در میانه خونابه جگر میگشت ۳
چنان غریو برآورده بودم از غم عشق
که بر موافقتم زهره نوحه گر میگشت ۴
ز آب دیده من فرش خاک تر میشد
ز بانگ ناله من گوش چرخ کر میگشت ۵
قیاس کن که دلم را چه تیر عشق رسید
که پیش ناوک هجر تو جان سپر میگشت ۶
صبور باش و بدین روز دل بنه سعدی
که روز اولم این روز در نظر میگشت ۷
وجود خستهام از عشق بیخبر میگشت ۱
همای شخص من از آشیان شادی دور
چو مرغ حلق بریده به خاک بر میگشت ۲
دل ضعیفم از آن کرد آه خون آلود
که در میانه خونابه جگر میگشت ۳
چنان غریو برآورده بودم از غم عشق
که بر موافقتم زهره نوحه گر میگشت ۴
ز آب دیده من فرش خاک تر میشد
ز بانگ ناله من گوش چرخ کر میگشت ۵
قیاس کن که دلم را چه تیر عشق رسید
که پیش ناوک هجر تو جان سپر میگشت ۶
صبور باش و بدین روز دل بنه سعدی
که روز اولم این روز در نظر میگشت ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۲ - چو ابر زلف تو پیرامن قمر میگشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴ - دلی که دید که پیرامن خطر میگشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.