ابوسعید ابوالخیر : ابیات پراکنده
تکه ۶۱ - تنگ دلی نی و دل تنگ نی
تنگ دلی نی و دل تنگ نی
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۰۷ - کدامین بزم از عکس رخت گلزار بود امشب
کدامین بزم از عکس رخت گلزار بود امشب
عین‌القضات همدانی : تمهیدات
تمهید اصل عاشر - اصل و حقیقت آسمان و زمین نور محمد ص و ابلیس آمد
وَهُوَ المُشْتَمِلُ عَلَی الغَرَضِ الْمَقْصُودِ بَیانُهُ فی هذِهِ التّماهِیدِ. ای دوست دین، و طالب کلمات حق الیقین بدانکه از سؤالات تو جواب خواهیم کردن: یکی «اللّهُ نُورُ السَّموات وَالأَرضِ». و دیگر «أوّلَ ما خَلَقَ اللّهُ نُوری» وسیم «اَلْمُؤمِنُ مِرآة المِؤمِنِ».
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۸۶ - روشن چسان شود به تو سوز نهان ما؟
روشن چسان شود به تو سوز نهان ما؟
خاقانی : غزلیات
غزل ۲۲۹ - ما از عراق جان غم آلود می‌بریم
ما از عراق جان غم آلود می‌بریم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۹۵ - جنونی کو که آتش در دل پرشورم اندازد؟
جنونی کو که آتش در دل پرشورم اندازد؟
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۴۴ - چون سخن زان زلف و رخ گویی مگو از کفر و دین
چون سخن زان زلف و رخ گویی مگو از کفر و دین
فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۳۴ - باز جانم دوزخ آشام از غم غمخوار تست
باز جانم دوزخ آشام از غم غمخوار تست
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۴۱ - کافرم، گر در دوعالم غیر او دارم کسی
کافرم، گر در دوعالم غیر او دارم کسی
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۹۴ - چشم ما روشن به نور او بود
چشم ما روشن به نور او بود
اسیری لاهیجی : رباعیات
شماره ۴۶ - در عشق تو بی مذهبم و بی دینم
در عشق تو بی مذهبم و بی دینم
عطار نیشابوری : بخش بیست و هشتم
الحكایة و التمثیل
چون ایاز از چشم بدرنجور شد
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۶۵- چون خان شکم گنده گندیده دهن
چون خان شکم گنده گندیده دهن
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۹۰ - عاقلانی که ز زنجیر تو سر وا زده اند
عاقلانی که ز زنجیر تو سر وا زده اند
عطار نیشابوری : باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
شماره ۱۹ - در جنب رخت چو ماه میننماید
در جنب رخت چو ماه میننماید
سنایی غزنوی : الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب
کتاب کتبه الی بغداد مع نسخة تصنیفه انفذه عند الامام الاجل الاوحد برهان‌الدّین ابی‌الحسن علی‌بن ناصر الغزنوی یعرف به بریان‌گر
ای تو بر دین مصطفی سالار
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۳۰۰ - گر آیینه‌ات در مقابل نماند
گر آیینه‌ات در مقابل نماند
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۳۰ - چشمکان پیش من پر آب مکن
چشمکان پیش من پر آب مکن
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۹ - چو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرا
چو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرا
رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۲۵ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ. الآیة... مفسّران گفتند: سبب نزول این آیت آن بود که مصطفى (ص) آن روز که بغزاء احد بیرون شد چون بمقام رسید بشعبى از شعبهاى احد فرو آمد، و پنجاه مرد تیرانداز از لشکر خود برگزید، و عبد اللَّه بن جبیر انصارى برادر خوات جبیر بر سر ایشان امیر کرد، و ایشان را بپایان کوه بر گذرگاه دشمن بداشت، و گفت: اگر بینید که ما را نصرت است یا هزیمت، هر چون که باشد، شما از اینجا مروید و برمگردید مبادا که برگردید و آن گه دشمن از پس در آید و ما را دریابد. پس لشکر قریش در رسید. خالد بن ولید بر میمنه ایشان، و عکرمة بن ابى جهل بر میسره ایشان و زنان قریش نیز با ایشان بیرون آمده، دف میزدند و شعر میگفتند، چنان که عادت ایشان بود. مصطفى (ص) و یاران حمله بردند، و کافران را هزیمت کردند، و قومى را بکشتند. از ایشان یکى ابى بن خلف جمحى بود، وقتى رسول خدا (ص) را گفته بود مرا مادیانى است وى را علف میدهم و نیکو میدارم تا بر پشت آن ترا کشم. رسول خدا جواب داد که من ترا کشم انشاء اللَّه. پس روز احد، ابى بن خلف نزدیک رسول (ص) درآمد و قصد وى میکرد، رسول خدا (ص) بگذاشت تا نزدیک درآمد، حربه‏اى ستد از حارث بن الصمة و بر گردن وى زد از اسب بیفتاد. چنان که گاو بانگ میکرد و میگفت: «قتلنى محمد.»