شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعه ۶۷ - ای که پرسی ز حال میر تمور
ای که پرسی ز حال میر تمور جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۰ - به دوش برمفکن آن دو زلف مشکین را
به دوش برمفکن آن دو زلف مشکین را نصرالله منشی : مقدمهٔ نصرالله منشی
بخش ۱۰ - و خیر جلیس فی الزمان کتاب
لاجرم همه را بجانب او سکون و استنامت حاصل آمده بود، و در عرصه و لا و هوا و طایفه ای از مشاهیر ایشان که هر یک فضلی وافر و ذکری سایر داشتند بمنزلت ساکنان خانه وبطانه مجلس بودند، چون قاضی محمد عبدالحمید اسحق، و برهان الدین عبدالرشید نصر، و امامان: علی خیاط، صاعد میهنی، عبدالرحمن بستی، و محمد سیفی، محمد نسابوری و محمد عثمان بستی، مبشر رضوی ادیب، عبدالرحیم اسکافی، عبدالحمید زاهدی، محمود سگزی، فاخر ناصر، سعید باخرزی، در بعضی اوقات: محمد خبازی، محمود نشابوری، رحم الله الماضین منهم و اطال بقاءالغابرین؛ و من بنده را بر مجالست و دیدار و مذاکرات و گفتار ایشان چنان الفی تازه گشته بود و بمطالبت و مواظبت بر کسب هنر آن میل افتاده که از مباشرت اشغال و ملابست اعمال اعراض کلی میبود. و غایت نهمت بران مقصور داشتمی که یکی را از ایشان دریافتمی و ساعتی او موانست جستمی، و آن را سرمایه سعادت و اقبال و دولت شناختمی؛ و ممکنست که این سخن در لباس تصلف بر خواطر گذرد، و در معرض تسوق پیش ضمایر آید، اما چون ضرورت انصاف نقاب حسد از جمال خویش بگشاید، و در آیات براعت و معجزات صناعت که این کتاب بر ذکر و اظهار بعضی ازان مشتمل است تاملی بسزا رود؛ شناخته گردد تا در تحصیل همتی بلند نباشد، و رنج تعلم هرچه تمامتر تحمل نیفتد، در سخن، که شرف آدمی بر دیگر جانوران بدان است، این منزلت نتوان یافت . انوری : رباعیات
رباعی ۵ - ای هجر مگر نهایتی نیست ترا
ای هجر مگر نهایتی نیست ترا جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۷۲ - بیچاره دل به درد تو تا کی بود صبور
بیچاره دل به درد تو تا کی بود صبور منوچهری دامغانی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار و مدح خواجه طاهر
باد نوروزی همی در بوستان سامر شود صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۴۸ - دنبال دل کمند نگاه کسی مباد
دنبال دل کمند نگاه کسی مباد اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۵۸ - مردار چه به کار خویش سرگردان است
مردار چه به کار خویش سرگردان است اهلی شیرازی : صنف سیم شمشیر است که بیش برست
صنف سیم شمشیر است که بیش برست
ای آنکه بعشوه نرگست صف شکن است مولوی : دفتر چهارم
بخش ۸۱ - بیان رسول علیه السلام سبب تفضیل و اختیار کردن او آن هذیلی را به امیری و سرلشکری بر پیران و کاردیدگان
حُکْمْ اَغْلب راست چون غالِب بَدند حافظ : غزلیات
غزل ۲۱۲ - یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۹۴ - هر که چون صبح خودنمایی کرد
هر که چون صبح خودنمایی کرد رشیدالدین میبدی : ۱۸- سورة الکهف- مکیة
۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَیْنِ» مثل زن ایشان را بدو مرد، «جَعَلْنا لِأَحَدِهِما» کردیم و دادیم یکى را از ایشان، «جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنابٍ» دو رز از انگور، «وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ» گرد بر گرد آن خرماستان کردیم، «وَ جَعَلْنا بَیْنَهُما زَرْعاً (۳۲)» و میان آن دو رز کشت زار. امام خمینی : غزلیات
بت یکدانه
خرّم آن روز که ما عاکف میخانه شویم کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵۳ - عشق تو گرم چه غم فراوان آرد
عشق تو گرم چه غم فراوان آرد فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۱ - یاری که کج و دوروست، شمشیرش کن
یاری که کج و دوروست، شمشیرش کن مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۶۷ - تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
تا چه عشق است آن صَنَم را با دلِ پُرخون شُده هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل ۱۲ - روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
روز وصلم به تن آرام نباشد جان را مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۴۳ - میگزید او آستین را، شرمگین در آمدن
میگَزید او آستین را، شَرمگین در آمدن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۹۴ - خنده بر حال گرانباران دنیا می زنم
خنده بر حال گرانباران دنیا می زنم
قطعه ۶۷ - ای که پرسی ز حال میر تمور
ای که پرسی ز حال میر تمور جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۰ - به دوش برمفکن آن دو زلف مشکین را
به دوش برمفکن آن دو زلف مشکین را نصرالله منشی : مقدمهٔ نصرالله منشی
بخش ۱۰ - و خیر جلیس فی الزمان کتاب
لاجرم همه را بجانب او سکون و استنامت حاصل آمده بود، و در عرصه و لا و هوا و طایفه ای از مشاهیر ایشان که هر یک فضلی وافر و ذکری سایر داشتند بمنزلت ساکنان خانه وبطانه مجلس بودند، چون قاضی محمد عبدالحمید اسحق، و برهان الدین عبدالرشید نصر، و امامان: علی خیاط، صاعد میهنی، عبدالرحمن بستی، و محمد سیفی، محمد نسابوری و محمد عثمان بستی، مبشر رضوی ادیب، عبدالرحیم اسکافی، عبدالحمید زاهدی، محمود سگزی، فاخر ناصر، سعید باخرزی، در بعضی اوقات: محمد خبازی، محمود نشابوری، رحم الله الماضین منهم و اطال بقاءالغابرین؛ و من بنده را بر مجالست و دیدار و مذاکرات و گفتار ایشان چنان الفی تازه گشته بود و بمطالبت و مواظبت بر کسب هنر آن میل افتاده که از مباشرت اشغال و ملابست اعمال اعراض کلی میبود. و غایت نهمت بران مقصور داشتمی که یکی را از ایشان دریافتمی و ساعتی او موانست جستمی، و آن را سرمایه سعادت و اقبال و دولت شناختمی؛ و ممکنست که این سخن در لباس تصلف بر خواطر گذرد، و در معرض تسوق پیش ضمایر آید، اما چون ضرورت انصاف نقاب حسد از جمال خویش بگشاید، و در آیات براعت و معجزات صناعت که این کتاب بر ذکر و اظهار بعضی ازان مشتمل است تاملی بسزا رود؛ شناخته گردد تا در تحصیل همتی بلند نباشد، و رنج تعلم هرچه تمامتر تحمل نیفتد، در سخن، که شرف آدمی بر دیگر جانوران بدان است، این منزلت نتوان یافت . انوری : رباعیات
رباعی ۵ - ای هجر مگر نهایتی نیست ترا
ای هجر مگر نهایتی نیست ترا جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۷۲ - بیچاره دل به درد تو تا کی بود صبور
بیچاره دل به درد تو تا کی بود صبور منوچهری دامغانی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار و مدح خواجه طاهر
باد نوروزی همی در بوستان سامر شود صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۴۸ - دنبال دل کمند نگاه کسی مباد
دنبال دل کمند نگاه کسی مباد اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۵۸ - مردار چه به کار خویش سرگردان است
مردار چه به کار خویش سرگردان است اهلی شیرازی : صنف سیم شمشیر است که بیش برست
صنف سیم شمشیر است که بیش برست
ای آنکه بعشوه نرگست صف شکن است مولوی : دفتر چهارم
بخش ۸۱ - بیان رسول علیه السلام سبب تفضیل و اختیار کردن او آن هذیلی را به امیری و سرلشکری بر پیران و کاردیدگان
حُکْمْ اَغْلب راست چون غالِب بَدند حافظ : غزلیات
غزل ۲۱۲ - یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۹۴ - هر که چون صبح خودنمایی کرد
هر که چون صبح خودنمایی کرد رشیدالدین میبدی : ۱۸- سورة الکهف- مکیة
۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَیْنِ» مثل زن ایشان را بدو مرد، «جَعَلْنا لِأَحَدِهِما» کردیم و دادیم یکى را از ایشان، «جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنابٍ» دو رز از انگور، «وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ» گرد بر گرد آن خرماستان کردیم، «وَ جَعَلْنا بَیْنَهُما زَرْعاً (۳۲)» و میان آن دو رز کشت زار. امام خمینی : غزلیات
بت یکدانه
خرّم آن روز که ما عاکف میخانه شویم کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵۳ - عشق تو گرم چه غم فراوان آرد
عشق تو گرم چه غم فراوان آرد فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۱ - یاری که کج و دوروست، شمشیرش کن
یاری که کج و دوروست، شمشیرش کن مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۶۷ - تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
تا چه عشق است آن صَنَم را با دلِ پُرخون شُده هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل ۱۲ - روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
روز وصلم به تن آرام نباشد جان را مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۴۳ - میگزید او آستین را، شرمگین در آمدن
میگَزید او آستین را، شَرمگین در آمدن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۹۴ - خنده بر حال گرانباران دنیا می زنم
خنده بر حال گرانباران دنیا می زنم