خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات شاعر نسبت به فراق معشوق است. شاعر از درد دوری و اشتیاق به دیدار میگوید و از رنجهای عشق سخن میراند. او از سوختن در آتش عشق و داغ دلهایش مینالد و امیدوار است که روزی این فراق به پایان برسد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۸ - به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا
به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا
هزار فتنه ز هر سو شود بلند آنجا ۱
شب فراق تو مهمان آن غمآبادم
که صبح هم نکند میل نوشخند آنجا ۲
مرا چو سینه کنی چاک آنقدر بگذار
که ناخنی شودم گاهگاه بند آنجا ۳
مرا ز صیدگه خود مران که عمری شد
چو حلقه دوختهام دیده بر کمند آنجا ۴
مرا بسوز به محفل برای دفع گزند
که داغ میشوم از گرمی سپند آنجا ۵
گرفته خانه به کوی سهیقدان قدسی
مگر شود نظر کوتهش بلند آنجا ۶
هزار فتنه ز هر سو شود بلند آنجا ۱
شب فراق تو مهمان آن غمآبادم
که صبح هم نکند میل نوشخند آنجا ۲
مرا چو سینه کنی چاک آنقدر بگذار
که ناخنی شودم گاهگاه بند آنجا ۳
مرا ز صیدگه خود مران که عمری شد
چو حلقه دوختهام دیده بر کمند آنجا ۴
مرا بسوز به محفل برای دفع گزند
که داغ میشوم از گرمی سپند آنجا ۵
گرفته خانه به کوی سهیقدان قدسی
مگر شود نظر کوتهش بلند آنجا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - تهی ز می نتوان یافتن ایاغ مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - پرهیز ده ز هجر گرفتار خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.