طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۱۴ - گل به زر شاد و پریشانی عالم بر بید
گل به زر شاد و پریشانی عالم بر بید
سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۷۴ - الا ای زده چون من از عشق لاف
الا ای زده چون من از عشق لاف
غزالی : عنوان اول - در شناختن نفس خویش
فصل پانزدهم
از این جمله که رفت شرف گوهر دل آدمی معلوم شد و راه صوفیان معلوم گشت که چیست و همانا که شنیده باشی از صوفیان که گویند: «علم حجاب است از این راه» و انکار کرده باشی این سخن را انکار مکن که این حق است، چه محسوسات و هر علم که از راه محسوسات حاصل شود، چون بدان مشغول و مستغرق باشی، از این محجوب باشی.
بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۴۲ - که فتاد در فراقت که نسوختی تمامش؟
که فتاد در فراقت که نسوختی تمامش؟
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۱۳ - در منقبت قطب الطریق غوث الخلایق خواجه بهاء الملة والدین محمد البخاری المعروف به نقشبند قدس الله تعالی سره
در خم این دایره نقش بند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۹۰ - دلتنگ از ملامت اغیار نیستم
دلتنگ از ملامت اغیار نیستم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۶۲ - در بیشه دهر، شیر با دندان باش
در بیشه دهر، شیر با دندان باش
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۶۷ - از صحبت خلق دل گسستم
از صحبت خلق دل گسستم
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۵۳ - می به بزم ما امشب، از رمیده هوشان است
می به بزم ما امشب، از رمیده هوشان است
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۸ - تا به کی این صبح و این شام مکرر بگذرد
تا به کی این صبح و این شام مکرر بگذرد
صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۲۷ - در مدح شهاب‌الثاقب حضرت مولی‌الموالی علی علیه‌السلام
فغان ز عشق که آسان نماید اول بار
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۲۱ - هر چند زمانه مجمع جهال ست
هر چند زمانه مجمع جهال ست
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۵۷ - به قرابه از صبوحی، قدح شراب مانده
به قرابه از صبوحی، قدح شراب مانده
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۷۵ - خواب سنگینی از افسانه غفلت داریم
خواب سنگینی از افسانه غفلت داریم
میرزاده عشقی : نوروزی نامه
بخش ۱ - در توصیف بهار استانبول
بتا دیشب در آن کشتی که بردی بر مدا ما را
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۶۵ - دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟
دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟
نسیمی : رباعیات
شماره ۱۱ - آن نقطه که نکته ای در او پنهان است
آن نقطه که نکته ای در او پنهان است
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۳۴ - مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ
مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۶۳ - تا صبا را تاری از زلفت به دست افتاده است
تا صبا را تاری از زلفت به دست افتاده است
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۵۶ - زنهار مگو فرشته امکان نبود
زنهار مگو فرشته امکان نبود