خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از باقی ماندن شراب در قرابه و آب در کوزه اظهار تأسف میکند، در حالی که لب تشنه است. همچنین از ناپدید شدن عکس گل در آب و باقی ماندن تنها تپش آب ابراز اندوه میکند.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین ممکن است برخی از مفاهیم مانند شراب و تشنگی به عنوان استعارههای عرفانی برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۶۵۷ - به قرابه از صبوحی، قدح شراب مانده
به قرابه از صبوحی، قدح شراب مانده
لب تشنه را چه حاصل، که به کوزه آب مانده ۱
لب جویبار چشمم، نخورد چه سان تاسف
که رمیده عکس آن گل، تپشی به آب مانده ۲
لب تشنه را چه حاصل، که به کوزه آب مانده ۱
لب جویبار چشمم، نخورد چه سان تاسف
که رمیده عکس آن گل، تپشی به آب مانده ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۶ - بس که پاشید ازو ناز و نیاز از من ریخت
گوهر بعدی:شماره ۶۵۸ - یارب از نسرین، چراغ لاله را پروانه ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.