خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از ناصرخسرو بیانگر ناتوانی انسان در برابر تقدیر و سرنوشت است. شاعر اشاره میکند که با وجود تلاش و ناله، گاهی اوقات دستیابی به خواستهها غیرممکن است و شرایط بیرونی مانند آسمان و قسمت، محدودیتهایی ایجاد میکنند که انسان نمیتواند بر آنها غلبه کند.
مفاهیم عمیق فلسفی و اشاره به تقدیر و ناتوانی انسان در برابر سرنوشت ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و درک آن نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارد.
شماره ۲۳۴ - مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ
مکن دراز به زیر سپهر پا گستاخ
که کردهاند برای کسی بلند این کاخ ۱
عجب که کام خود از آسمان توانی دید
که کوته است ترا دست و میوه بر سر شاخ ۲
اثر ندارد هر چند گوش گردون را
به دست ناله دریدیم پردههای صماخ ۳
سرایتی به دل نازک تو نتواند
اگر چه گریة من سنگ میکند سوراخ ۴
گلوی شیشة قسمت چو تنگ شد فیّاض
چه نفع دارد اگر دامن خم است فراخ ۵
که کردهاند برای کسی بلند این کاخ ۱
عجب که کام خود از آسمان توانی دید
که کوته است ترا دست و میوه بر سر شاخ ۲
اثر ندارد هر چند گوش گردون را
به دست ناله دریدیم پردههای صماخ ۳
سرایتی به دل نازک تو نتواند
اگر چه گریة من سنگ میکند سوراخ ۴
گلوی شیشة قسمت چو تنگ شد فیّاض
چه نفع دارد اگر دامن خم است فراخ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۳ - وزید بر سر زلف کجت صبا گستاخ
گوهر بعدی:شماره ۲۳۵ - باده از ابر خورد فصل بهاران گل سرخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.