صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۳ - در بیابان طلب، راهبری نیست مرا
در بیابان طلب، راهبری نیست مرا
سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۴۵ - لکلک بچه
تا برون زد ناگهان از . . . یه سر لکلک بچه
فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۱۳۱ - هرگز مباش آتش سوزان سپند باش
هرگز مباش آتش سوزان سپند باش
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۸۲ - این حوض که در دیده هر نکته رسی
این حوض که در دیده هر نکته رسی
فضولی : غزلیات
شماره ۱۶۶ - نشاطم می کشد چون از تنم پیکان برون آید
نشاطم می کشد چون از تنم پیکان برون آید
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳ - تا نرگس مست یار در قهر منست
تا نرگس مست یار در قهر منست
قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة نوح
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۸ - جلوه می خواهیم آتش شو هوای ما مسنج
جلوه می خواهیم آتش شو هوای ما مسنج
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۳۹۹ - بسته دلم را به بند حلقه گیسوی تو
بسته دلم را به بند حلقه گیسوی تو
رشیدالدین میبدی : ۳۳- سورة الاحزاب- مدنیه
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ از گرویدگان مردانى‏اند، صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ که راست آمدند در آنچه پیمان کردند با خداى بر آن، فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ ازیشان هست که بر وفاى خود برفت از دنیا، وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ و از ایشان هست که چشم میدارد، وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلًا (۲۳) و پیمان به بیوفایى بدل نکردند.
غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۹۹ - یاد از عدو نیارم وین هم ز دوربینی ست
یاد از عدو نیارم وین هم ز دوربینی ست
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۲۹ - با اینکه چشمانت بدل خنجر بسی بشکسته اند
با اینکه چشمانت بدل خنجر بسی بشکسته اند
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۰ - عاشق یاری جفا بسیار می‌باید کشید
عاشق یاری جفا بسیار می‌باید کشید
محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۳ - در آن وقت کی شیخ بطوس بود روزی با خواجه امام بوالحسن راوقی نشسته بودی و سخنی می‌گفتند. و شیخ را مهمی در پیش بود، ایشان در آن سخن بودند کی آن مهم شیخ س
در آن وقت کی شیخ بطوس بود روزی با خواجه امام بوالحسن راوقی نشسته بودی و سخنی می‌گفتند. و شیخ را مهمی در پیش بود، ایشان در آن سخن بودند کی آن مهم شیخ ساخته شد. شیخ را برزفان برفت کی کارهای ما خدای ساز باشد! آنگه گفت کی الحمدلله رب العالمین. خواجه بوالحسن راوقی گفت ای شیخ پس کار ما دروگر می‌تراشد؟ شیخ گفت نه ولکن کار شما را شما در میان باشید و گویید من چنین کردم و چنین کنم و چنین می‌بایست کرد، پس کار شما هم خداساز باشد و لکن شما گویید کی ما هستیم و لکن کار ما را ما در میان نباشیم.
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴۵٢ - مرا نام اگر نیک و گر بد بود
مرا نام اگر نیک و گر بد بود
افسر کرمانی : قطعات
شماره ۵ - بخت بدم از ساحت کرمان به بم انداخت
بخت بدم از ساحت کرمان به بم انداخت
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۶۵ - هر دم از چشم تو دل را نظری می باید
هر دم از چشم تو دل را نظری می باید
طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۳۴ - از نگه تیری به جانم آن کمان ابرو زند
از نگه تیری به جانم آن کمان ابرو زند
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۳۸ - گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۸۲ - سجده بت گر کنم در نظرم روی تست
سجده بت گر کنم در نظرم روی تست