حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۸۲ - به این شوخی اگر ریزد، سخن مستانه زان لبها
به این شوخی اگر ریزد، سخن مستانه زان لبها
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۲۰ - شود چون جوهر آیینه پیدا، تار می افتد
شود چون جوهر آیینه پیدا، تار می افتد
ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۷۷ - آرزوی کسی که سؤالی بکند از مردگان
بار دیگر چون بمیری از نبات
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۵۱ - ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم
ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۹۵ - غمت جز با دلم خوش در نیاید
غمت جز با دلم خوش در نیاید
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۹۱ - از جاهت صدرا گرفته باج از گردون
از جاهت صدرا گرفته باج از گردون
محمد بن منور : فصل سیم - در کرامات وی در حیات و وفات
حکایت ۲ - حکایت از اشرف ابوالیمانی شنیدم که او نقل کرد از پیر محمد ابواسحقّ، گفت از پدر خود شنودم که شیخ اسبی کمیت داشت که هیچ کس را دست ندادی که برنشستی از تند
حکایت از اشرف ابوالیمانی شنیدم که او نقل کرد از پیر محمد ابواسحقّ، گفت از پدر خود شنودم که شیخ اسبی کمیت داشت که هیچ کس را دست ندادی که برنشستی از تندی که بودی و چون شیخ خواستی که بر نشیند پهلو فرا دکان داشتی تا شیخ پای در وی درآوردی و چون شیخ از دنیا برفت او را دیدند افسار گسسته و آب ازدیدۀ وی می‌دوید و آب و علف نمی‌خورد وهفت شبانروز آن اسب همچنین می‌بود ودر روز هفتم گفتند این اسب لاغر شده است نه آب می‌خورد و نه علف و بزیان خواهد آمد چکنیم؟ با خواجه ابوطاهر بگفتند خواجه ابوطاهر گفت بباید کشت تا درویشان ازو چیزی بخورند و به مردمان دهیم پس بکشتند و تبرّک را ببردند.
قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۳۸ - آنکه تیز از لطیفه نشناسد
آنکه تیز از لطیفه نشناسد
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۲۰ - بریز سایۀ زلف تو عقل گمراهست
بریز سایۀ زلف تو عقل گمراهست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۶۷ - مست می گردی ز خانه، بیش نافرمان مشو
مست می گردی ز خانه، بیش نافرمان مشو
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۶۷ - به هر که قصه ی دل گفته ام دلش خونست
به هر که قصه ی دل گفته ام دلش خونست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۰۱ - نیاید گر چه هرگز از فرامش گشتگان یادش
نیاید گر چه هرگز از فرامش گشتگان یادش
قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۴۲ - در مدح ابومنصور و هسودان
زمانه روی زمین را چو رنگ دیبا کرد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۶۳ - صبح دولت می دمد از روی آن خورشیدوش
صبح دولت می دمد از روی آن خورشیدوش
عارف قزوینی : تصنیفها
شمارهٔ ۱۴ - از کفم رها
عارف بنا به آنچه در دیوانش نوشته این تصنیف را پس از جدایی از «دوست وفادارش» استادعلی‌محمد معمارباشی بین قم و اصفهان ساخته است (سال ۱۳۲۹ ه.ق).
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۲۹ - ندارم قوت اظهار درد خویشتن با او
ندارم قوت اظهار درد خویشتن با او
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
نهان اندر دو حرفی سر کار است
نهان اندر دو حرفی سر کار است
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۷۵ - آن کس که دلی را به تو آسان بدهد
آن کس که دلی را به تو آسان بدهد
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۴۴ - ای ناله، چند در غم دل دردسر دهی؟
ای ناله، چند در غم دل دردسر دهی؟
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۹۸ - با بلبل مسکین گل و بیداد و دگر هیچ
با بلبل مسکین گل و بیداد و دگر هیچ