صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۵۱ - خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن
خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۷۵ - سری که خالی از اندیشه محال شود
سری که خالی از اندیشه محال شود
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۵۲ - شب که در حلقهٔ ما زلف دل آرام نبود
شب که در حلقهٔ ما زلف دل آرام نبود
مولوی : غزلیات
غزل ۲۵۴۰ - چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی؟
چو شیر و اَنْگَبین جانا چه باشد گَر دَرآمیزی؟
صائب تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۷ - در مرثیه شاه صفی
پادشاهی و جوانی سد راه او نشد
قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۱۲ - یک جهان تسلیم در یک پیرهن
یک جهان تسلیم در یک پیرهن
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۲۴ - به یکی از دوستان نگاشته
هنگامیکه پرورش و پاس سرکار علیقلی میرزا با حکیم باشی بود، درشد و آمد شماری دیگر داشت، و دور و نزدیک را در بزم وی خاست و نشست کمتر می رفت. روزی از در کاری من بنده را به سرکار خویش خواند و فراپیش خواست تا نوبت چاشتگاهان دل از هر اندیشه رسته بود و رشته سخن از هر در پیوسته، گوهرهای تازه سفت و آورده های شیوا گفت که رسته گوهر بود و بسته شکر آموزش را سرودن گرفت و از یاران انجمن آفرین و ستایش شنودن، همه را از گفت و شنید اندک اندک خستگی رست و دل ها را بویه و تلواس رستگی خوانی خسروانی خورش ساخت، و هرکس فراخور خود و بهره خویش پرورش اندوخت. روان ها سپاس آذین گشت و ترک و تازیک و روشن تا تاریک از پی کار و بنگاه خود رخت پرداز و راه گزین آمد. پس از چندی دشمن های دوست روی و مردم چهران اهریمن خوی گزارش این پاک انجمن را به ناخوبتر گفتاری سخن راندند. سرکار حکیم با همه مهربانی گزاف بداندیشان را بی کاوش و جستجوی شایان استوار دیده سخت و سرکش رنجه شد و در بدگوئی و زشت جوئی به باره شاهزاده آزاده اندر و من بنده از سنگ و سندان روی و سر پنجه ساخت. پس از روزی دو دانست آن گفت مفت گوهر گزافی مهرسوز و ژاژی کینه توز بوده. به پوزش اندرپاک دهنی ها و خوش سخنی ها فرمود، راز بازگشت آورد و ساز سازش انگیخت ولی چون دل گناهی نداشت و دیده لغزش نگاهی، درد رنجش را کاستی خاست و داغ رنجش همچنان بر جای خویش است.
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۱ - ای کوران را به لطف ره بین کرده
ای کوران را به لطف ره بین کرده
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۱۶ - مائیم چو حال عاشقان زیر و زبر
مائیم چو حال عاشقان زیر و زبر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۵۸ - ازان زلف یک مو جدایی ندارم
ازان زلف یک مو جدایی ندارم
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۸ - ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مرا
ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مرا
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۶۷ - تا بردی ازین دیار تشریف قدوم
تا بردی ازین دیار تشریف قدوم
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۹۶ - در عشق توَم ذخیره ناکامی و بس
در عشق توَم ذخیره ناکامی و بس
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۱ - از جمله ی رفتگان این راه دراز
از جمله ی رفتگان این راه دراز
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۳۶ - عذار لعل گون خوب است از خوبان بهم سودن
عذار لعل گون خوب است از خوبان بهم سودن
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۶۹ - از من، ای ساده پسر، دور مشو
از من، ای ساده پسر، دور مشو
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۳۹۷ - چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند
چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۵۱۷ - ساقیا باده که ایام طربناک آمد
ساقیا باده که ایام طربناک آمد
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۵۵۵ - هیچ آن دهان شیرین کس را عیان نباشد
هیچ آن دهان شیرین کس را عیان نباشد
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۱۱ - ما را بس و ما را بس و ما بس کردیم
ما را بس و ما را بس و ما بس کردیم