خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از بیماری عشق سخن میگوید و بیان میکند که این بیماری برای او شیرینتر از سلامتی است. او از آزادی در عشق و رهایی از قید مکان و زمان میگوید و با وجود خواری در عشق، خود را با عزت میداند. شاعر همچنین تأکید میکند که تمام اعمالش برای معشوق است و نه برای خودش. در پایان، او از یاری خداوند و علی مرتضی سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۸ - ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مرا
ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مرا
خوشتر از صحت بود این گونه بیماری مرا ۱
تا در این بیماریم از بی پرستاری چه باک
میکند بیماری از شفقت پرستاری مرا ۲
تا گرفتارم بعشق آزادم از کون و مکان
کرده آزاد از دو عالم این گرفتاری مرا ۳
گرچه خوارم لیک با آن گل قرینم روز و شب
عزتی هرگز نباشد به از این خواری مرا ۴
من خود ار خواهم برای اوست نی از بهر خود
گفتمت این تاز خودخواهان مپنداری مرا ۵
ای فلک من نیستم آن کز تو بینم نیک و بد
دست بگشا گر که بتوانی بیازاری مرا ۶
میکنم از همت خود چرخ را یاری صغیر
گر کند لطف علی مرتضی یاری مرا ۷
خوشتر از صحت بود این گونه بیماری مرا ۱
تا در این بیماریم از بی پرستاری چه باک
میکند بیماری از شفقت پرستاری مرا ۲
تا گرفتارم بعشق آزادم از کون و مکان
کرده آزاد از دو عالم این گرفتاری مرا ۳
گرچه خوارم لیک با آن گل قرینم روز و شب
عزتی هرگز نباشد به از این خواری مرا ۴
من خود ار خواهم برای اوست نی از بهر خود
گفتمت این تاز خودخواهان مپنداری مرا ۵
ای فلک من نیستم آن کز تو بینم نیک و بد
دست بگشا گر که بتوانی بیازاری مرا ۶
میکنم از همت خود چرخ را یاری صغیر
گر کند لطف علی مرتضی یاری مرا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - هر گه بیفشانی برخ زلف سیاه خویش را
گوهر بعدی:شماره ۹ - از آن ندیده کسی آفتاب روی تو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.