رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام‏
۱۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ تِلْکَ حُجَّتُنا آتَیْناها إِبْراهِیمَ عَلى‏ قَوْمِهِ حجّت خداوند عز و جل برین امّت دو چیز است: یکى مصطفى پیغامبر او صلى اللَّه علیه و سلم، دیگر قرآن کلام او. مصطفى را گفت: قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ. قرآن را گفت: قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ. مصطفى (ص) چراغ جهانیان، و جمال جهان، و شفیع عاصیان، و پناه مفلسان. قرآن یادگار مؤمنان، و موعظت عاصیان، و انس جان دوستان. مصطفى حجّت خدا است که میگوید جلّ ذکره: حَتَّى تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ، و از آن روى حجّت است که بشرى است همچون ایشان بصورت، و آن گه نه چون ایشان بخاصیّت.
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۳۹۴ - محبان را نصیب است از حبیبان
محبان را نصیب است از حبیبان
لالایی ها : بخش اول
دکمه های آسمان را، خواهر من می شمارد
دکمه های آسمان را، خواهر من می شمارد
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۱۳ - مهربانیهای پنهان را مزاج کاین ازوست
مهربانیهای پنهان را مزاج کاین ازوست
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۶۵۶ - ای پسر این رخ به آفتاب درافکن
ای پسر این رخ به آفتاب درافکن
ترانه های کودکانه : بخش اول
یک انگشت
يك مال من
لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۹۷ - به شاهد لغت تزه، بمعنی دندانه کلید که از چوب کنند
دهقان بی ده است و شتربان بی شتر
صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۱ - آدمی صورت حقست و خدا را نشناخت
آدمی صورت حقست و خدا را نشناخت
عطار نیشابوری : بیان الارشاد
در بیان نیستی و «موتواقبل ان تموتوا»
چو در بند خودی افتاد بنده
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۶۷ - ای لعل نوش پرور جانان چه جوهری
ای لعل نوش پرور جانان چه جوهری
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۸۵ - همرهان بر سینه بی دلدار سنگ ما عبث
همرهان بر سینه بی دلدار سنگ ما عبث
خاقانی : رباعیات
شماره ۸۹ - غار سپید است پناهی دهدت
غار سپید است پناهی دهدت
مفاتیح الجنان : فضیلت و اعمال مسجد سهله
نماز و دعا در مسجد زید
سپس به مسجد زدید برو که نزدیک سهله است و در آن دو رکعت نماز بخوان و دست ها را بگشا و بگو:
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۱۳ - دی مست می رفتی، بتا، رو کرده از ما یک طرف
دی مست می رفتی، بتا، رو کرده از ما یک طرف
مفاتیح الجنان : فضیلت و اعمال مسجد سهله
مسجد صعصعه
و در نزدیکی مسجد او [مسجد زید] مسجد برادرش «صعصعه بن صوحان» است که او نیز از اصحاب امیرمؤمنان و از عارفان به حق آن حضرت و از بزرگان اهل ایمان است و آن قدر فصیح و بلیغ بوده که امیرمؤمنان او را «خطیب شحشح» [روان در گفتار و سخنرانی] گفته و به مهارت در سخنرانی ها و فصاحت در زبان از او تعریف کرده و هم او را به قلّت مؤونه [قانع و بی نیاز از مردم] و کثرت معونه [یاری دهنده به مردم در حدّ زیاد] مدح فرموده؛
مفاتیح الجنان : فضیلت و اعمال شب و روز جمعه
فضیلت و اعمال شب و روز جمعه
 آگاه باش که شب و روز جمعه از دیگر شب ها و روزها به وصفت بلندی مقام و شرافت و نام آوری کاملاً متمایز است.
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۲۸ - آن عاقل دوست همچو ابله دشمن
آن عاقل دوست همچو ابله دشمن
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۶ - فتاده گوشه چشم تو تا به خانه ما
فتاده گوشه چشم تو تا به خانه ما
قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل ۴۶ - نه تو دست عهد دادی که ز مهر سر نتابم
نه تو دست عهد دادی که ز مهر سر نتابم
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۹۸ - حکایت پیر آزاده با جوان محتشم زاده
محتشم زاده از نخوت جاه