ابوسعید ابوالخیر : ابیات پراکنده
تکه ۳۷ - خوش آید او را چون من بناخوشی باشم
خوش آید او را چون من بناخوشی باشم
وفایی شوشتری : مدایح و مراثی
شمارهٔ ۸ - در مدح مولای متّقیان امیرمؤمنان (ع)
ساقی به وصف لعل تو تا، می زنیم دم
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۶ - از بلای عشق تو تنها دل ما ریش نیست
از بلای عشق تو تنها دل ما ریش نیست
کوهی : غزلیات
شماره ۶۸ - دارم از ترک برسر خود تاج
دارم از ترک برسر خود تاج
الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۷۱ - ذکر روایت ابی حمزه ثمالی
به درگاه چارم امام انام
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۲۷ - از آن روزیکه ما را آفریدی
از آن روزیکه ما را آفریدی
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٧٧٠ - منت خدایرا که مرا داد خاطری
منت خدایرا که مرا داد خاطری
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۱۰ - دل آگه سر راهش ز پاس راز گرداندم
دل آگه سر راهش ز پاس راز گرداندم
نورعلیشاه : جامع الاسرار
بخش ۱۵ - حکایت
عنکبوتی درگوشه بام از مشقت تمام تاری چند بر یکدیگر تافته بود و دام پرشکنجی با هزاران رنج بافته خواست تا مگسی صید نماید خود به قید درآمد چندانکه سعی درآزادی کرد بر گرفتاری افزود عاقبت از دامی که نهاده بود کامی نبرد و خود بدام افتاده ناگاه بمرد.
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱ - زود به کردم من بی‌صبر داغ خویش را
زود به کردم من بی‌صبر داغ خویش را
فیاض لاهیجی : قصاید
شمارهٔ ۴۱ - در رثای صدرالحکما ملاصدرای شیرازی
زین هفت‌خوان که پایه او بر سر فناست
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۷ - زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن را
زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن را
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲ - از هجر تو زان رنج ستم نیست مرا
از هجر تو زان رنج ستم نیست مرا
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۱۸ - وصال یار به صد جان بخر، اگر نخری
وصال یار به صد جان بخر، اگر نخری
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۳۷۴ - من تحفه از دل می کنم نزدیک جانان می برم
من تحفه از دل می کنم نزدیک جانان می برم
میرزا قلی میلی مشهدی : ترجیعات
ترجیع فی‌الهجو
الحذر الحذر که دیگر بار
ادیب الممالک : ترکیبات
شمارهٔ ۱ - چهارده بند ادیب الممالک در مراثی اهل البیت صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین
باد خزان وزید ببستان مصطفی
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر شیخ ابوعبدالله محمدبن الخفیف قدس الله روحه العزیز
آن مقرب احدیت آن مقدس صمدیت آن برکشیده درگاه آن برگزیدهٔ الله آن محقق لطیف قطب وقت ابوعبدالله محمدبن الخفیف رحمةالله علیه شیخ المشایخ عهد خویش بود ویگانه عالم بود و درعلوم ظاهر و باطن مقتدا بود ورجوع اهل طریقت در آن وقت به وی بود بینایی عظیم داشت و خاطری بزرگ و احترامی به غایت و فضائل او چندان است که بر نتوان شمردن و ذکر او نتوان کرد و مجتهد بود در طریقت و مذهبی خاص داشت در طریقت جماعتی‌اند از متصوفه که تولا بدو کنند ودر هرچهل روز تصنیفی از غوامض حقایق می‌ساخت و درعالم ظاهر بسی تصنیف نفیس دارد همه مقبول و مشهود و آن مجاهدات که او کرد در وسع بشر نگنجد و آن نظر که او را بود در حقایق و اسرار در عهد اوکس را نبود وبعد ازوی در پارس خلفی نماند چنانکه نسبت بدو درست کردی و از ابناء ملوک بود و بر تجرید سفرها کرده رویم و جریری و ابن عطا ومنصور حلاج را دیده بودو جنید را یافته و در ابتدا که درد دین دامندل او بگرفت چنان شد که در رکعتی نماز ده هزار بار قل هوالله احد برخواندی و بسیار بودی که از بامداد تا شب هزار رکعت نماز کردی و بیست سال پلاس پوشیده بود وهر سال چهارچهله بداشتی و آن روز که وفات کرد چهل چهله پیاپی بداشته بود که در آن چهلهٔ آخر وفات کرد و پلاس از خود بیرون نکردی.
رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۶۷ - ناصر اصفهانی
اسمش میرزا محمد. مشهور به گل کار و ملقب به درویش ناصرعلی، از مریدان نورعلیشاه و مجذوب بوده. درتمام عمر بجز شلواری لباس قبول ننموده. اغلب اوقات در بیرون شهرستان به سر می‌برده. صاحب کرامات عالیه بوده. به رحمت ایزدی پیوست و حاجی محمدحسین اصفهانی وی را تکفین کرده به خاک سپرد. این بیت از اوست:
ایرج میرزا : مثنوی ها
دزدانِ نادان
دو دزد خری دزدیدند