ترانه های کودکانه : بخش اول
گربه
گربه میگه میو میو عطار نیشابوری : باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شماره ۱۷ - زین پیش دلم بستهٔ پندار آمد
زین پیش دلم بستهٔ پندار آمد اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۸۹ - در بند کسی فتاده ازسادگیم
در بند کسی فتاده ازسادگیم ابوعلی عثمانی : باب سوم
بخش ۱۲ - ذوق و شرب
و از آن جمله ذَوق و شرْب است. و این عبارتی بود از انک ایشان یابند از ثمرات تجلّی و نتیجهاء کشف و پیدا آمدن واردهای بدیهی و اوّل این ذوق بود پس شرب و پس سیری، صفاء معاملت ایشان واجب کند ایشانرا چشیدن معانی و وفاء منازلات ایشان شرب واجب کند و دوام مواصلات سیری واجب کند، خداوند ذوق متساکر بود خداوند شرب سکران بود و خداوند سیری صاحی بود. هرکی دوستی او قوی بودشرب وی دائم بود و چون این حال دائم بود شرب او را سکر نیارد و اگر بحق صاحی بود از حظّ فانی بود، هرچه برو اندر آید اندرو اثر نکند و تغیّر نیارد و هرکه سرّ او صافی شد شرب او بر وی تیره نگردد و هرکه شرب او را غذا گشت از آن صبر نتواند کردن و بی آن باقی نبود. و گفته اند اندرین معنی. شعر: رشیدالدین میبدی : ۱۴- سورة ابراهیم- مکیة
۱ - النوبة الثانیة
این سورة ابراهیم مکّى است مگر دو آیت: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا...» فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۳۴ - شکر خدا که باز به امداد همّتم
شکر خدا که باز به امداد همّتم امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱ - ای بیحد و عد هر نفست حمد و ثنا
ای بیحد و عد هر نفست حمد و ثنا قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۱۸ - ساقی چو تو باشی، همه جا باده پرستان
ساقی چو تو باشی، همه جا باده پرستان اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۷۹۴ - هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری
هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۵۰۲ - دل از غبار نفس زخم خفته در نمک است
دل از غبار نفس زخم خفته در نمک است انوری : رباعیات
رباعی ۳۱۹ - ای دل چو به غمهای جهان درمانم
ای دل چو به غمهای جهان درمانم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۹۲ - مرا به میکده هر کس که راه بنماید
مرا به میکده هر کس که راه بنماید انوری : مقطعات
شماره ۲۳۹ - هر که زی خویشتن گران آید
هر که زی خویشتن گران آید قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۷۰ - پیوسته درین دایره پهناور
پیوسته درین دایره پهناور یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شماره ۱۸ - رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد
رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد طغرل احراری : غزلیات
شماره ۴۷ - می نماید بر لب جو عکس ماه من در آب
می نماید بر لب جو عکس ماه من در آب سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح شجاع الدین
علی است روز مصاف و نبرد و کوشش و کین رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۷۶ - سرمد کاشی قُدِّسَ سِرُّه
عاشقی است جانباز و عارفی است خانه برانداز. دیوانهای است مجذوب و فرزانهای است محبوب و رندی است بی باک و مستی است چالاک. شیوهاش مخموری و مشربش منصوری. نامش سعیدا و از زمرهٔ سعد. از طایفهٔ عرفا و از فرقهٔ شهدا. نخست موسوی کیش و انجام محمدی مذهب. ابتدا حکیم سیرت و انتها فقیر مشرب. از مذهب کلیمی به اسلام رجوع و به صورت آن نیز قناعت نکرده، بر طریقهٔ طریقت قدم زده و جمعی از ارباب حال و اصحاب کمال را دیده و به خدمت علماء و حکماء و عرفا رسیده. صاحب دبستان نوشته که حکمیات رادر خدمت حکمای ایران مانند جناب میرفندرسکی و صدرالمتألّهین قدّس سرّه خوانده. غرض، بالاخره در بند صورت مجذوب مطلق گردیده. اموال و اثقال خود را به تاراج داد و سروپا برهنه سر در بیابانها نهاد. پس از مدتی به دهلی افتاد و محمد دارا شکوه دم از اخلاص کیشی او میزد و قاضی قوی قاضی آن شهر را به سرمد کینه به هم رسید. در تِلْوِ این حال برادر کهتر داراشکوه بر سریر سلطنت جلوس نمود. چون با سرمد سابقهٔ عداوتی داشت با قاضی قوی در ایذای وی موافقت کرد. قاضی، عریانی سرمد را بهانه کرده، گفت: ترا با وجود ذوق و حال و فضل و کمال، مکشوف العورة بودن از چه راه است. سرمد چون مقصود وی را میدانست. گفت: شیطان قوی است. قاضی قوی از این قول متغیر شد و سرمد این رباعی را بدیهةً گفته: سعدی : غزلیات
غزل ۴۳ - اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست
اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست رشیدالدین میبدی : ۳۴- سورة سبا- مکیة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ و سلیمان را باد، غُدُوُّها شَهْرٌ بامداد بردن باد او را بیک ماهه راه، وَ رَواحُها شَهْرٌ و شبانگاه بردن او را بیک ماهه راه، وَ أَسَلْنا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ و او را چشمه مس روانییم؟، وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ و از پریان کسانى پیش او ایستاده، بِإِذْنِ رَبِّهِ بفرمان خداوند او، وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ و هر که بگشتید ازیشان، عَنْ أَمْرِنا از فرمان ما، نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِیرِ (۱۲) چشانیم او را از عذاب آتش.
گربه
گربه میگه میو میو عطار نیشابوری : باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شماره ۱۷ - زین پیش دلم بستهٔ پندار آمد
زین پیش دلم بستهٔ پندار آمد اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۸۹ - در بند کسی فتاده ازسادگیم
در بند کسی فتاده ازسادگیم ابوعلی عثمانی : باب سوم
بخش ۱۲ - ذوق و شرب
و از آن جمله ذَوق و شرْب است. و این عبارتی بود از انک ایشان یابند از ثمرات تجلّی و نتیجهاء کشف و پیدا آمدن واردهای بدیهی و اوّل این ذوق بود پس شرب و پس سیری، صفاء معاملت ایشان واجب کند ایشانرا چشیدن معانی و وفاء منازلات ایشان شرب واجب کند و دوام مواصلات سیری واجب کند، خداوند ذوق متساکر بود خداوند شرب سکران بود و خداوند سیری صاحی بود. هرکی دوستی او قوی بودشرب وی دائم بود و چون این حال دائم بود شرب او را سکر نیارد و اگر بحق صاحی بود از حظّ فانی بود، هرچه برو اندر آید اندرو اثر نکند و تغیّر نیارد و هرکه سرّ او صافی شد شرب او بر وی تیره نگردد و هرکه شرب او را غذا گشت از آن صبر نتواند کردن و بی آن باقی نبود. و گفته اند اندرین معنی. شعر: رشیدالدین میبدی : ۱۴- سورة ابراهیم- مکیة
۱ - النوبة الثانیة
این سورة ابراهیم مکّى است مگر دو آیت: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا...» فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۳۴ - شکر خدا که باز به امداد همّتم
شکر خدا که باز به امداد همّتم امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱ - ای بیحد و عد هر نفست حمد و ثنا
ای بیحد و عد هر نفست حمد و ثنا قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۱۸ - ساقی چو تو باشی، همه جا باده پرستان
ساقی چو تو باشی، همه جا باده پرستان اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۷۹۴ - هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری
هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۵۰۲ - دل از غبار نفس زخم خفته در نمک است
دل از غبار نفس زخم خفته در نمک است انوری : رباعیات
رباعی ۳۱۹ - ای دل چو به غمهای جهان درمانم
ای دل چو به غمهای جهان درمانم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۹۲ - مرا به میکده هر کس که راه بنماید
مرا به میکده هر کس که راه بنماید انوری : مقطعات
شماره ۲۳۹ - هر که زی خویشتن گران آید
هر که زی خویشتن گران آید قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۷۰ - پیوسته درین دایره پهناور
پیوسته درین دایره پهناور یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شماره ۱۸ - رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد
رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد طغرل احراری : غزلیات
شماره ۴۷ - می نماید بر لب جو عکس ماه من در آب
می نماید بر لب جو عکس ماه من در آب سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح شجاع الدین
علی است روز مصاف و نبرد و کوشش و کین رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۷۶ - سرمد کاشی قُدِّسَ سِرُّه
عاشقی است جانباز و عارفی است خانه برانداز. دیوانهای است مجذوب و فرزانهای است محبوب و رندی است بی باک و مستی است چالاک. شیوهاش مخموری و مشربش منصوری. نامش سعیدا و از زمرهٔ سعد. از طایفهٔ عرفا و از فرقهٔ شهدا. نخست موسوی کیش و انجام محمدی مذهب. ابتدا حکیم سیرت و انتها فقیر مشرب. از مذهب کلیمی به اسلام رجوع و به صورت آن نیز قناعت نکرده، بر طریقهٔ طریقت قدم زده و جمعی از ارباب حال و اصحاب کمال را دیده و به خدمت علماء و حکماء و عرفا رسیده. صاحب دبستان نوشته که حکمیات رادر خدمت حکمای ایران مانند جناب میرفندرسکی و صدرالمتألّهین قدّس سرّه خوانده. غرض، بالاخره در بند صورت مجذوب مطلق گردیده. اموال و اثقال خود را به تاراج داد و سروپا برهنه سر در بیابانها نهاد. پس از مدتی به دهلی افتاد و محمد دارا شکوه دم از اخلاص کیشی او میزد و قاضی قوی قاضی آن شهر را به سرمد کینه به هم رسید. در تِلْوِ این حال برادر کهتر داراشکوه بر سریر سلطنت جلوس نمود. چون با سرمد سابقهٔ عداوتی داشت با قاضی قوی در ایذای وی موافقت کرد. قاضی، عریانی سرمد را بهانه کرده، گفت: ترا با وجود ذوق و حال و فضل و کمال، مکشوف العورة بودن از چه راه است. سرمد چون مقصود وی را میدانست. گفت: شیطان قوی است. قاضی قوی از این قول متغیر شد و سرمد این رباعی را بدیهةً گفته: سعدی : غزلیات
غزل ۴۳ - اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست
اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست رشیدالدین میبدی : ۳۴- سورة سبا- مکیة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ و سلیمان را باد، غُدُوُّها شَهْرٌ بامداد بردن باد او را بیک ماهه راه، وَ رَواحُها شَهْرٌ و شبانگاه بردن او را بیک ماهه راه، وَ أَسَلْنا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ و او را چشمه مس روانییم؟، وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ و از پریان کسانى پیش او ایستاده، بِإِذْنِ رَبِّهِ بفرمان خداوند او، وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ و هر که بگشتید ازیشان، عَنْ أَمْرِنا از فرمان ما، نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِیرِ (۱۲) چشانیم او را از عذاب آتش.