خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر به بیان احساسات عمیق و عرفانی شاعر می‌پردازد که درگیر اضطراب، حیرت، و انتظار است. تصاویری از شمع، موج، و اشک برای توصیف حالات درونی استفاده شده‌اند. شاعر از مفاهیمی مانند بی‌خودی، شهادت، و عرفان سخن می‌گوید و به دنبال آرامش در میان آشوب است.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه‌ی بالاتری دارد و ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها پیچیده هستند و درک آن‌ها مستلزم آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی است.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۹ - گر به‌این وحشت‌دهدگرد جنون‌سامان ما

گر به‌این وحشت‌دهدگرد جنون‌سامان ما
تا سحرگشتن‌گریبان می‌درد عریان ما ۱

فیض‌ها می‌جوشد از خاک بهار بیخودی
صبح‌فرش است ازشکست رنگ در بستان‌ما ۲

در تماشایت به رنگ شمع هرجا می‌رویم
دیدهٔ ما یک‌قدم پیش است از مژگان ما ۳

محوگردیدن علاج ضطراب دل نکرد
ازتحیرسربه شریک موج شدتوفان ما ۴

از شهادت انتظاران بساط حیرتیم
زخمها واماندن چشم است در میدان ما ۵

منزل مقصود گام اول افتادگی‌ست
همچواشک ای‌کاش لغزیدن‌شود جولان ما ۶

دور جامی زین چمن چون‌گل نصیب ما نشد
رنگ ناگردیده‌، آخر می‌شود دوران ما ۷

سوخت پیش از ما درین محفل چراغ انتظار
دیدهٔ یعقوب نایاب است درکنعان ما ۸

مطرب ساز تظلم پرده‌دار خوی‌کیست
شعله می‌پوشد جهان از نالهٔ عریان ما ۹

هستی موهوم غیر از نفی اثباتی نداشت
رفتن ماگرد پیداکرد از دامان ما ۱۰

چشم تابرهم زنم اشکی به‌خون غلتیده است
بسمل ایجاد است بیدل جنبش مژگان ما ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۸ - غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما
گوهر بعدی:غزل ۲۴۰ - نبود به غیر نام تو ورد زبان ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.