ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواریها
شمارهٔ ۸۰ - عقده های دل
فلک از پیش توام کرد زکین، دور چرا؟ بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۵۴۲ - کینه را در دامن دلهای سنگین مسکن است
کینه را در دامن دلهای سنگین مسکن است خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۹۴ - زهی تیره از زلف تو روز، شام
زهی تیره از زلف تو روز، شام قاآنی شیرازی : ترکیببندها
شمارهٔ ۸ - در ستایش شاهزاده شجاع السلطنه حسنعلی میرزاگوید
سحر دیر مغان را در گشودند فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۲۸ - چشمم ز غم عشق تو خون باران است
چشمم ز غم عشق تو خون باران است عطار نیشابوری : باب پنجاهم: در ختم كتاب
شماره ۲۱ - جمشید یقین شدم ز پیدایی خویش
جمشید یقین شدم ز پیدایی خویش کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۹۵ - بر آمد جان ز شوق آن دهانم
بر آمد جان ز شوق آن دهانم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۵ - ای نسیم صبحگاهی بر تو جان افشان کنیم
ای نسیم صبحگاهی بر تو جان افشان کنیم صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۴ - فغان که همچو قلم نیست از نگونبختی
فغان که همچو قلم نیست از نگونبختی طبیب اصفهانی : قطعات
شمارهٔ ۱ - آغاز
گر برون از هر دو عالم گوشه ای پیدا کنم جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۳۴ - ندانستم که اهلیت گناهست
ندانستم که اهلیت گناهست اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۱۴ - تاریخ بنا
در زمان عدل شاهنشاه عهد رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۳۳ - صمد همدانی قُدِّسَ سِرُّه
و هُوَ قطب العلماء، مولانا شیخ عبدالصّمد. از اکابر محققین و اماجد محدثین بوده و در عتبات عالیات عرش درجات توقف نموده. در خدمت جناب سیادت مآب سید سندآقا میر سید علی طابَ ثَراه تحصیل کرده. در مرتبهٔ پرهیزگاری و زهد و ورع، معاصران او را مسلّم داشتندی و تخم اخلاصش در مزرعهٔ دل کاشتندی، قرب چهل سال در عتبات عالیات به مجاورت و اجتهاد میگذرانید، عاقبت الامر به خدمت جناب نورعلی شاه اصفهانی رسید و ارادت او را گزید. اجازهٔ ذکر خفی گرفت و به تصفیه و تزکیه مشغول شد. هم به اجازهٔ او به خدمت حاج محمد حسین اصفهانی شتافت و در صحبت وی تربیتها یافت. دیگرباره به کربلای معلی رفته، ساکن شد و بحرالمعارف تصنیف فرمود. گویند مکرر میفرموده که عن قریب این محاسن سفید به خون من سرخ خواهد گردید. تا آنکه در سنهٔ ۱۲۱۶ در کربلا به دست وهابیان شهید شد و عمرش از شصت متجاوز بود که عالم را بدرود نمود. این یک بیت از اوست: مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۳ - اندرز
آسان گذران کار جهان گذران را عطار نیشابوری : بخش بیستم
المقالة العشرون
سالک آمد پیش دریای پر آب اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۳۵ - هر چند دلم زعشق آزار کشید
هر چند دلم زعشق آزار کشید مولوی : رباعیات
رباعی ۳۵۰ - سلطان ملاحت مه موزون منست
سلطان ملاحت مه موزون منست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۳۷ - برآمد آفتاب طلعت دوست
برآمد آفتاب طلعت دوست سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۵۲ - چند گفتم که فراموش کنم صحبت یار
چند گفتم که فراموش کنم صحبت یار سعیدا : غزلیات
شماره ۴۹۳ - باز حرف از ناز خوبان می زنم
باز حرف از ناز خوبان می زنم
شمارهٔ ۸۰ - عقده های دل
فلک از پیش توام کرد زکین، دور چرا؟ بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۵۴۲ - کینه را در دامن دلهای سنگین مسکن است
کینه را در دامن دلهای سنگین مسکن است خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۹۴ - زهی تیره از زلف تو روز، شام
زهی تیره از زلف تو روز، شام قاآنی شیرازی : ترکیببندها
شمارهٔ ۸ - در ستایش شاهزاده شجاع السلطنه حسنعلی میرزاگوید
سحر دیر مغان را در گشودند فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۲۸ - چشمم ز غم عشق تو خون باران است
چشمم ز غم عشق تو خون باران است عطار نیشابوری : باب پنجاهم: در ختم كتاب
شماره ۲۱ - جمشید یقین شدم ز پیدایی خویش
جمشید یقین شدم ز پیدایی خویش کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۹۵ - بر آمد جان ز شوق آن دهانم
بر آمد جان ز شوق آن دهانم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۵ - ای نسیم صبحگاهی بر تو جان افشان کنیم
ای نسیم صبحگاهی بر تو جان افشان کنیم صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۴ - فغان که همچو قلم نیست از نگونبختی
فغان که همچو قلم نیست از نگونبختی طبیب اصفهانی : قطعات
شمارهٔ ۱ - آغاز
گر برون از هر دو عالم گوشه ای پیدا کنم جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۳۴ - ندانستم که اهلیت گناهست
ندانستم که اهلیت گناهست اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۱۴ - تاریخ بنا
در زمان عدل شاهنشاه عهد رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۳۳ - صمد همدانی قُدِّسَ سِرُّه
و هُوَ قطب العلماء، مولانا شیخ عبدالصّمد. از اکابر محققین و اماجد محدثین بوده و در عتبات عالیات عرش درجات توقف نموده. در خدمت جناب سیادت مآب سید سندآقا میر سید علی طابَ ثَراه تحصیل کرده. در مرتبهٔ پرهیزگاری و زهد و ورع، معاصران او را مسلّم داشتندی و تخم اخلاصش در مزرعهٔ دل کاشتندی، قرب چهل سال در عتبات عالیات به مجاورت و اجتهاد میگذرانید، عاقبت الامر به خدمت جناب نورعلی شاه اصفهانی رسید و ارادت او را گزید. اجازهٔ ذکر خفی گرفت و به تصفیه و تزکیه مشغول شد. هم به اجازهٔ او به خدمت حاج محمد حسین اصفهانی شتافت و در صحبت وی تربیتها یافت. دیگرباره به کربلای معلی رفته، ساکن شد و بحرالمعارف تصنیف فرمود. گویند مکرر میفرموده که عن قریب این محاسن سفید به خون من سرخ خواهد گردید. تا آنکه در سنهٔ ۱۲۱۶ در کربلا به دست وهابیان شهید شد و عمرش از شصت متجاوز بود که عالم را بدرود نمود. این یک بیت از اوست: مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۳ - اندرز
آسان گذران کار جهان گذران را عطار نیشابوری : بخش بیستم
المقالة العشرون
سالک آمد پیش دریای پر آب اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۳۵ - هر چند دلم زعشق آزار کشید
هر چند دلم زعشق آزار کشید مولوی : رباعیات
رباعی ۳۵۰ - سلطان ملاحت مه موزون منست
سلطان ملاحت مه موزون منست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۳۷ - برآمد آفتاب طلعت دوست
برآمد آفتاب طلعت دوست سیف فرغانی : قصاید و قطعات
شماره ۵۲ - چند گفتم که فراموش کنم صحبت یار
چند گفتم که فراموش کنم صحبت یار سعیدا : غزلیات
شماره ۴۹۳ - باز حرف از ناز خوبان می زنم
باز حرف از ناز خوبان می زنم