جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۹ - بیدار شدن زلیخا از خواب و نهفتن اندوه خود از پرستاران
سحر چون زاغ شب پرواز برداشت طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۴۱ - یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته
یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۹۹ - نظیری نیشابوری
اسمش محمد حسین. اصلش از جوین. به سبب توطن در نشابور از اهل نشابور مشهور. به هندوستان رفته و بادرویشان انس گرفته. در زمان اکبرشاه در گجرات وفات یافت. دیوانش دیده شد و چند بیتی از آن جناب گزیده شد: ادیب الممالک : رباعیات طنز
شمارهٔ ۱۳ - سوزن
ای یار عزیز و دلبر سیمین تن عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۱۴ - غمزه یار
ز بس خونها که می ریزد به غمزه کلیم کاشانی : ترجیعات و ترکیبات
شمارهٔ ۲ - در رثاء حاج محمد جان قدسی و تاریخ فوت او
چون ننالم که خزان گشت گلستان سخن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۶۲ - ما هر کجا که تیغ زبان برکشیده ایم
ما هر کجا که تیغ زبان برکشیده ایم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۴۱ - عقل اگر صد انجمن تدبیر روشن میکند
عقل اگر صد انجمن تدبیر روشن میکند افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۳۳ - غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است
غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است انوری : غزلیات
غزل ۴۳ - از تو بریدن صنما روی نیست
از تو بریدن صنما روی نیست حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۲۵ - دل تنگ از ستمت رشک گلستان کردم
دل تنگ از ستمت رشک گلستان کردم سعدی : رباعیات
رباعی ۶۵ - مردان نه بهشت و رنگ و بو میخواهند
مردان نه بهشت و رنگ و بو میخواهند رشیدالدین میبدی : ۱۶- سورة النحل- مکیه
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ الَّذِینَ هاجَرُوا فِی اللَّهِ» اى فارقوا وطانهم فى ذات اللَّه و ابتغاء دینه. و قیل فى اللَّه اى فى رضاء اللَّه، «مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا» اى ظلمهم قریش و عذّبهم لیرتدوا عن الایمان. این ظلم همان فتنه است که آنجا گفت: «مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا» جاى دیگر گفت: «وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» و این فتنه آنست که کافران قریش مؤمنان را معذّب همىداشتند و رنج مىنمودند تا مگر از دین برگردند و آن صهیب است و بلال و خباب و عمّار یاسر و مادر او و اصحاب ایشان: اوّل شهید فى هذه الامّة سمیّة امّ عمّار بن یاسر و جاءها ابو جهل بحربة فى فرجها وقف علیها رسول اللَّه (ص) فقال یا آل یاسر وعدکم الجنّة. صفی علیشاه : متفرقات
شماره ۶ - دل رفت و راه از دستم زان نرگس مستانه
دل رفت و راه از دستم زان نرگس مستانه فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۶۷ - بماندم چیز و کس را انت حسبی
بماندم چیز و کس را انت حسبی صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۶۴ - غدیریه در مدح مولای متقیان
الا ای غافل از حال خود ای بیچاره انسانی صفایی جندقی : نوحهها
شماره ۳۰ - چو شد قسمت ز آغازم جدایی
چو شد قسمت ز آغازم جدایی خاقانی : رباعیات
شماره ۱۴ - ای تیغ تو آب روشن و آتش ناب
ای تیغ تو آب روشن و آتش ناب بلند اقبال : بخش دوم - داستان گل و بلبل
بخش ۷ - شکرگذاری بلبل از آمدن گل
دل بلبل از وصل گل شاد شد مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۷ - امشب شب آن دولت بیپایانست
امشب شب آن دولت بیپایانست
بخش ۹ - بیدار شدن زلیخا از خواب و نهفتن اندوه خود از پرستاران
سحر چون زاغ شب پرواز برداشت طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۴۱ - یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته
یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۹۹ - نظیری نیشابوری
اسمش محمد حسین. اصلش از جوین. به سبب توطن در نشابور از اهل نشابور مشهور. به هندوستان رفته و بادرویشان انس گرفته. در زمان اکبرشاه در گجرات وفات یافت. دیوانش دیده شد و چند بیتی از آن جناب گزیده شد: ادیب الممالک : رباعیات طنز
شمارهٔ ۱۳ - سوزن
ای یار عزیز و دلبر سیمین تن عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۱۴ - غمزه یار
ز بس خونها که می ریزد به غمزه کلیم کاشانی : ترجیعات و ترکیبات
شمارهٔ ۲ - در رثاء حاج محمد جان قدسی و تاریخ فوت او
چون ننالم که خزان گشت گلستان سخن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۶۲ - ما هر کجا که تیغ زبان برکشیده ایم
ما هر کجا که تیغ زبان برکشیده ایم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۴۱ - عقل اگر صد انجمن تدبیر روشن میکند
عقل اگر صد انجمن تدبیر روشن میکند افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۳۳ - غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است
غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است انوری : غزلیات
غزل ۴۳ - از تو بریدن صنما روی نیست
از تو بریدن صنما روی نیست حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۲۵ - دل تنگ از ستمت رشک گلستان کردم
دل تنگ از ستمت رشک گلستان کردم سعدی : رباعیات
رباعی ۶۵ - مردان نه بهشت و رنگ و بو میخواهند
مردان نه بهشت و رنگ و بو میخواهند رشیدالدین میبدی : ۱۶- سورة النحل- مکیه
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ الَّذِینَ هاجَرُوا فِی اللَّهِ» اى فارقوا وطانهم فى ذات اللَّه و ابتغاء دینه. و قیل فى اللَّه اى فى رضاء اللَّه، «مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا» اى ظلمهم قریش و عذّبهم لیرتدوا عن الایمان. این ظلم همان فتنه است که آنجا گفت: «مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا» جاى دیگر گفت: «وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» و این فتنه آنست که کافران قریش مؤمنان را معذّب همىداشتند و رنج مىنمودند تا مگر از دین برگردند و آن صهیب است و بلال و خباب و عمّار یاسر و مادر او و اصحاب ایشان: اوّل شهید فى هذه الامّة سمیّة امّ عمّار بن یاسر و جاءها ابو جهل بحربة فى فرجها وقف علیها رسول اللَّه (ص) فقال یا آل یاسر وعدکم الجنّة. صفی علیشاه : متفرقات
شماره ۶ - دل رفت و راه از دستم زان نرگس مستانه
دل رفت و راه از دستم زان نرگس مستانه فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۶۷ - بماندم چیز و کس را انت حسبی
بماندم چیز و کس را انت حسبی صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۶۴ - غدیریه در مدح مولای متقیان
الا ای غافل از حال خود ای بیچاره انسانی صفایی جندقی : نوحهها
شماره ۳۰ - چو شد قسمت ز آغازم جدایی
چو شد قسمت ز آغازم جدایی خاقانی : رباعیات
شماره ۱۴ - ای تیغ تو آب روشن و آتش ناب
ای تیغ تو آب روشن و آتش ناب بلند اقبال : بخش دوم - داستان گل و بلبل
بخش ۷ - شکرگذاری بلبل از آمدن گل
دل بلبل از وصل گل شاد شد مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۷ - امشب شب آن دولت بیپایانست
امشب شب آن دولت بیپایانست