حافظ : غزلیات
غزل ۴۲۴ - از من جدا مشو که توام نور دیدهای
از من جدا مشو که توام نور دیدهای شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۵۴ - رفتی ای خواجه و زیان کردی
رفتی ای خواجه و زیان کردی عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۸۵ - هان ای دل بیخبر! کجاییم بیا
هان ای دل بیخبر! کجاییم بیا شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۸ - آئینه شاهی
ای کعبه دری باز به روی دل ما کن صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۴۶ - حکایت
شیر خدا رهبر اهل یقین بلند اقبال : بخش اول - گزیدهای از کرامات و فضایل حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع)
بخش ۸ - آمدن مردی برای کشتن مولای متقیان وچگونگی آن
گویداصبغ شافع روزشمار نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۶۴ - صفت داد و دهش خسرو
جهان خسرو که تا گردون کمر بست اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۳۰ - امشب منم و وصال آن سرو بلند
امشب منم و وصال آن سرو بلند نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۱۷۶ - بزمت غم بار ما ندارد
بزمت غم بار ما ندارد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۰۹ - خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد
خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد ابوالفضل بیهقی : مجلد نهم
بخش ۳۰ - کارهای نشابور
و با بو سهل حمدوی امیر سر گران میداشت، و وی بدین غمناک و متحیّر بودی. سنایی غزنوی : الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران
ستایش امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب علیهالسّلام
ذکر زوجالبتول و ابن عم الرسول ابیالحسن والحسین المبارز الکرّار غیرالفرّار غالب الجیش العرمرم الجرّار سیدالمهاجرین والانصار، قال النّبی من احبّ علیّاً فقد استمسک بالعروة الوثقی الذی انزلاللّٰه تعالی فی شأنه: انما ولیکم اللّٰه و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمونالصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون، و قالاللّٰه تعالی: و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیراً و قال علیهالسلام یا علی انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لانبی بعدی، و قال صلیاللّٰه علیه و سلم: اللهم و الِ من والاه و عادِ من عاداه و انصر من نصره واخذل من خذله: و قال: من کنت مولاه فعلی مولاه، و قال جابربن عبداللّٰه الانصاری رضیاللّٰه عنهما: دخلت عایشة رضیاللّٰه عنها و هن ابیها علیالنبی صلیاللّٰه علیه و سلم فقال یا عایشة ما تقولین فیامیرالمؤمنین علیبن ابیطالب صلواةاللّٰه علیه فاطرقت ملیاثم رفعت راسها فقالت بیتین: عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر حمدون قصار قدس الله روحه العزیز
آن یگانه قیامت آن نشانهٔ ملامت آن پیر ارباب ذوق آن شیخ اصحاب شوق آن موزون ابرار حمدون قصار رحمةالله علیه از کبار مشایخ بود و موصوف بود بورع و تقوی و در فقه و علم حدیث درجه عالی داشت و در عیوب نفس دیدن صاحب نظری عجب بود و مجاهده و معامله بغایت داشت و کلامی در دلها مؤثر و عالی و مذهب ثوری داشت و مرید بوتراب بود و پیر عبدالله مبارک بود و بملامت خلق مبتلا بود و مذهب ملامتیان در نیشابور از او منتشر شد و در طریقت مجتهد و صاحب مذهب است وجمعی از این طایفه بدو تولی کنند و ایشان را قصاریان گویند و در تقوی چنان بود که شبی بر بالین دوستی بود در حالت نزع چون آن دوست وفات کرد چراغ بنشاند وگفت: این ساعت این چرغ وارث راست ما را روا نباشد سوختن آن. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۲۰ - زخم تیغی ز تو برداشتهام همچو هلال
زخم تیغی ز تو برداشتهام همچو هلال صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۹۸ - گر شکر در جام ریزم زهر قاتل می شود
گر شکر در جام ریزم زهر قاتل می شود عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۴۱
عاشقی از کمال شوق و قلق و ضجرت بر در سرای معشوق آمد حلقه بر سندان زد و در وله و حیرت افتاد بر ضمیرش گذر کرد که اگر معشوق گوید کیست چه گویم اگر گویم منم گوید ترا با توئی تو در عالم ما بار نیست و در ولایت ما کارنه و اگر گویم توئی گوید من در هودج کبریاء خود متمکنم و از وجود تو مستغنی باز شو و در گداز شو مسکین تا در زد بر قدم انتظار بیچاره و زار و شرمسار بماند و میگفت: یغمای جندقی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۳ - گر چه محرومم زدرگاه تو مهجور از حضور
گر چه محرومم زدرگاه تو مهجور از حضور مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۶۹ - ای آنکه تو بر فلک وطن داشتهای
ای آنکه تو بر فلک وطن داشتهای آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۸۱ - مرا به جرم وفای من از جفا کشتی
مرا به جرم وفای من از جفا کشتی قاسم انوار : رباعیات
شماره ۳۱ - ای دلبر دلدار، طلب گار توایم
ای دلبر دلدار، طلب گار توایم
غزل ۴۲۴ - از من جدا مشو که توام نور دیدهای
از من جدا مشو که توام نور دیدهای شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۵۴ - رفتی ای خواجه و زیان کردی
رفتی ای خواجه و زیان کردی عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۸۵ - هان ای دل بیخبر! کجاییم بیا
هان ای دل بیخبر! کجاییم بیا شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۸ - آئینه شاهی
ای کعبه دری باز به روی دل ما کن صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۴۶ - حکایت
شیر خدا رهبر اهل یقین بلند اقبال : بخش اول - گزیدهای از کرامات و فضایل حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع)
بخش ۸ - آمدن مردی برای کشتن مولای متقیان وچگونگی آن
گویداصبغ شافع روزشمار نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۶۴ - صفت داد و دهش خسرو
جهان خسرو که تا گردون کمر بست اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۳۰ - امشب منم و وصال آن سرو بلند
امشب منم و وصال آن سرو بلند نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۱۷۶ - بزمت غم بار ما ندارد
بزمت غم بار ما ندارد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۰۹ - خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد
خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد ابوالفضل بیهقی : مجلد نهم
بخش ۳۰ - کارهای نشابور
و با بو سهل حمدوی امیر سر گران میداشت، و وی بدین غمناک و متحیّر بودی. سنایی غزنوی : الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران
ستایش امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب علیهالسّلام
ذکر زوجالبتول و ابن عم الرسول ابیالحسن والحسین المبارز الکرّار غیرالفرّار غالب الجیش العرمرم الجرّار سیدالمهاجرین والانصار، قال النّبی من احبّ علیّاً فقد استمسک بالعروة الوثقی الذی انزلاللّٰه تعالی فی شأنه: انما ولیکم اللّٰه و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمونالصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون، و قالاللّٰه تعالی: و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیراً و قال علیهالسلام یا علی انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لانبی بعدی، و قال صلیاللّٰه علیه و سلم: اللهم و الِ من والاه و عادِ من عاداه و انصر من نصره واخذل من خذله: و قال: من کنت مولاه فعلی مولاه، و قال جابربن عبداللّٰه الانصاری رضیاللّٰه عنهما: دخلت عایشة رضیاللّٰه عنها و هن ابیها علیالنبی صلیاللّٰه علیه و سلم فقال یا عایشة ما تقولین فیامیرالمؤمنین علیبن ابیطالب صلواةاللّٰه علیه فاطرقت ملیاثم رفعت راسها فقالت بیتین: عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر حمدون قصار قدس الله روحه العزیز
آن یگانه قیامت آن نشانهٔ ملامت آن پیر ارباب ذوق آن شیخ اصحاب شوق آن موزون ابرار حمدون قصار رحمةالله علیه از کبار مشایخ بود و موصوف بود بورع و تقوی و در فقه و علم حدیث درجه عالی داشت و در عیوب نفس دیدن صاحب نظری عجب بود و مجاهده و معامله بغایت داشت و کلامی در دلها مؤثر و عالی و مذهب ثوری داشت و مرید بوتراب بود و پیر عبدالله مبارک بود و بملامت خلق مبتلا بود و مذهب ملامتیان در نیشابور از او منتشر شد و در طریقت مجتهد و صاحب مذهب است وجمعی از این طایفه بدو تولی کنند و ایشان را قصاریان گویند و در تقوی چنان بود که شبی بر بالین دوستی بود در حالت نزع چون آن دوست وفات کرد چراغ بنشاند وگفت: این ساعت این چرغ وارث راست ما را روا نباشد سوختن آن. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۲۰ - زخم تیغی ز تو برداشتهام همچو هلال
زخم تیغی ز تو برداشتهام همچو هلال صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۹۸ - گر شکر در جام ریزم زهر قاتل می شود
گر شکر در جام ریزم زهر قاتل می شود عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۴۱
عاشقی از کمال شوق و قلق و ضجرت بر در سرای معشوق آمد حلقه بر سندان زد و در وله و حیرت افتاد بر ضمیرش گذر کرد که اگر معشوق گوید کیست چه گویم اگر گویم منم گوید ترا با توئی تو در عالم ما بار نیست و در ولایت ما کارنه و اگر گویم توئی گوید من در هودج کبریاء خود متمکنم و از وجود تو مستغنی باز شو و در گداز شو مسکین تا در زد بر قدم انتظار بیچاره و زار و شرمسار بماند و میگفت: یغمای جندقی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۳ - گر چه محرومم زدرگاه تو مهجور از حضور
گر چه محرومم زدرگاه تو مهجور از حضور مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۶۹ - ای آنکه تو بر فلک وطن داشتهای
ای آنکه تو بر فلک وطن داشتهای آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۸۱ - مرا به جرم وفای من از جفا کشتی
مرا به جرم وفای من از جفا کشتی قاسم انوار : رباعیات
شماره ۳۱ - ای دلبر دلدار، طلب گار توایم
ای دلبر دلدار، طلب گار توایم