نهج البلاغه : نامه ها
نامه ای ديگر به معاويه
و من كتاب له عليهالسلام إليه أيضا وَ كَيْفَ أَنْتَ صَانِعٌ إِذَا تَكَشَّفَتْ عَنْكَ جَلاَبِيبُ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ دُنْيَا قَدْ تَبَهَّجَتْ بِزِينَتِهَا وَ خَدَعَتْ بِلَذَّتِهَا دَعَتْكَ فَأَجَبْتَهَا وَ قَادَتْكَ فَاتَّبَعْتَهَا وَ أَمَرَتْكَ فَأَطَعْتَهَا سعیدا : رباعیات
شماره ۸۸ - بسیار به بر و بحر کردیم سفر
بسیار به بر و بحر کردیم سفر اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۶۳ - ای دل می وصل بی خمارت ندهند
ای دل می وصل بی خمارت ندهند ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۷۲ - دل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت
دل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۹۷ - یا رب جان را بیم گنه کاران هست
یا رب جان را بیم گنه کاران هست واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۵۷ - افزون بود ز عالم دل یاد آن بزرگ
افزون بود ز عالم دل یاد آن بزرگ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۲۷ - تا مرا عشق بلند اقبال در زنجیر داشت
تا مرا عشق بلند اقبال در زنجیر داشت کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۸۳ - جز از غبار مذلت دلم جلا نگرفت
جز از غبار مذلت دلم جلا نگرفت سلمان ساوجی : فراق نامه
بخش ۱۴ - بوسه بر باد (۴)
از آن پس چو آمد به شاه آگهی قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة المطففين
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ خواجه نصیرالدین طوسی : قسم اول در مبادی
فصل اول
هر عملی را موضوعی بود که در آن علم بحث از آن موضوع کنند چنانکه بدن انسان از جهت بیماری و تندرستی علم طب را، و مقدار علم هندسه را. و مبادیی بود که، اگر واضح نبود، در علمی دیگر به مرتبه بلندتر از آن علم، مبرهن شده باشد، و در آن علم مسلم باید داشت، چنانکه از مبادی علم طب باشد که عناصر چهار بیش نیست، چه این مسأله در علم طبیعی مبرهن شود و طبیب را از صاحب علم طبیعی فرا باید گرفت و در علم خویش مسلم شمرد؛ و همچنین از مبادی علم هندسه بود که مقادیر متصله قاره ای موجود است، و انواع آن سه بیش نه: خط و سطح و جسم. چه این حکم در علم الهی که موسوم است به مابعدالطبیعه مقرر شود، و مهندس را از صاحب آن علم قبول باید کرد و در علم خویش استعمال کرد. و علم مابعدالطبیعه آن علم باشد که انتهای همه علوم با اوست و او را مبادی غیر واضح نتواند بود و مسائلی بود که در آن علم بحث ازان کنند و خود تمامت علم بران مقصور باشد. و بیان این مقدمه در علم منطق مستوفی بیامده است. شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۱۸ - از همه آئینه پیدا آمده
از همه آئینه پیدا آمده عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۳۱ - یا رب! همه اسرار، تو میدانی تو
یا رب! همه اسرار، تو میدانی تو جلال عضد : غزلیّات
شماره ۱۴۴ - دلبر نرفت بر سر عهد و وفا هنوز
دلبر نرفت بر سر عهد و وفا هنوز اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۳۵ - معشوقه عیان بود نمی دانستم
معشوقه عیان بود نمی دانستم اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۲۱۲ - یک دست به مصحفیم و یک دست به جام
یک دست به مصحفیم و یک دست به جام کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۷۲ - گفت دلدارم که از هجران دلت خون می کنم
گفت دلدارم که از هجران دلت خون می کنم شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۸۱ - حکم و عدل نام آن شاه است
حکم و عدل نام آن شاه است مجد همگر : رباعیات
شماره ۸۶ - ماهم به هوای باغ جوزا برخاست
ماهم به هوای باغ جوزا برخاست واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۶۳۲ - دیوانه گر نه یی، بخود این دل چه داده یی؟
دیوانه گر نه یی، بخود این دل چه داده یی؟
نامه ای ديگر به معاويه
و من كتاب له عليهالسلام إليه أيضا وَ كَيْفَ أَنْتَ صَانِعٌ إِذَا تَكَشَّفَتْ عَنْكَ جَلاَبِيبُ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ دُنْيَا قَدْ تَبَهَّجَتْ بِزِينَتِهَا وَ خَدَعَتْ بِلَذَّتِهَا دَعَتْكَ فَأَجَبْتَهَا وَ قَادَتْكَ فَاتَّبَعْتَهَا وَ أَمَرَتْكَ فَأَطَعْتَهَا سعیدا : رباعیات
شماره ۸۸ - بسیار به بر و بحر کردیم سفر
بسیار به بر و بحر کردیم سفر اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۶۳ - ای دل می وصل بی خمارت ندهند
ای دل می وصل بی خمارت ندهند ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۷۲ - دل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت
دل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۹۷ - یا رب جان را بیم گنه کاران هست
یا رب جان را بیم گنه کاران هست واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۵۷ - افزون بود ز عالم دل یاد آن بزرگ
افزون بود ز عالم دل یاد آن بزرگ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۲۷ - تا مرا عشق بلند اقبال در زنجیر داشت
تا مرا عشق بلند اقبال در زنجیر داشت کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۸۳ - جز از غبار مذلت دلم جلا نگرفت
جز از غبار مذلت دلم جلا نگرفت سلمان ساوجی : فراق نامه
بخش ۱۴ - بوسه بر باد (۴)
از آن پس چو آمد به شاه آگهی قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة المطففين
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ خواجه نصیرالدین طوسی : قسم اول در مبادی
فصل اول
هر عملی را موضوعی بود که در آن علم بحث از آن موضوع کنند چنانکه بدن انسان از جهت بیماری و تندرستی علم طب را، و مقدار علم هندسه را. و مبادیی بود که، اگر واضح نبود، در علمی دیگر به مرتبه بلندتر از آن علم، مبرهن شده باشد، و در آن علم مسلم باید داشت، چنانکه از مبادی علم طب باشد که عناصر چهار بیش نیست، چه این مسأله در علم طبیعی مبرهن شود و طبیب را از صاحب علم طبیعی فرا باید گرفت و در علم خویش مسلم شمرد؛ و همچنین از مبادی علم هندسه بود که مقادیر متصله قاره ای موجود است، و انواع آن سه بیش نه: خط و سطح و جسم. چه این حکم در علم الهی که موسوم است به مابعدالطبیعه مقرر شود، و مهندس را از صاحب آن علم قبول باید کرد و در علم خویش استعمال کرد. و علم مابعدالطبیعه آن علم باشد که انتهای همه علوم با اوست و او را مبادی غیر واضح نتواند بود و مسائلی بود که در آن علم بحث ازان کنند و خود تمامت علم بران مقصور باشد. و بیان این مقدمه در علم منطق مستوفی بیامده است. شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۱۸ - از همه آئینه پیدا آمده
از همه آئینه پیدا آمده عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۳۱ - یا رب! همه اسرار، تو میدانی تو
یا رب! همه اسرار، تو میدانی تو جلال عضد : غزلیّات
شماره ۱۴۴ - دلبر نرفت بر سر عهد و وفا هنوز
دلبر نرفت بر سر عهد و وفا هنوز اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۳۵ - معشوقه عیان بود نمی دانستم
معشوقه عیان بود نمی دانستم اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۲۱۲ - یک دست به مصحفیم و یک دست به جام
یک دست به مصحفیم و یک دست به جام کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۷۲ - گفت دلدارم که از هجران دلت خون می کنم
گفت دلدارم که از هجران دلت خون می کنم شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۸۱ - حکم و عدل نام آن شاه است
حکم و عدل نام آن شاه است مجد همگر : رباعیات
شماره ۸۶ - ماهم به هوای باغ جوزا برخاست
ماهم به هوای باغ جوزا برخاست واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۶۳۲ - دیوانه گر نه یی، بخود این دل چه داده یی؟
دیوانه گر نه یی، بخود این دل چه داده یی؟