شاعر در این متن عشق و وابستگی شدید خود به معشوق را بیان میکند. او از زیباییهای معشوق مانند قامت بلند، دهان و لبهای شیرینش سخن میگوید و اشاره میکند که اسیر عشق و دام معشوق شده است. همچنین، شاعر به این موضوع اشاره دارد که دیگران ممکن است سفر کنند، اما او نمیتواند از معشوق دل بکند.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهتر مانند «مردهٔ آن دهان چون پسته» و «کشتهٔ آن لب چو قند» نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی و ادبی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۵۱۴ - ما درین شهر پای بند توایم
عاشق قامت بلند توایم
مردهٔ آن دهان چون پسته
کشتهٔ آن لب چو قند توایم
میدوانی و میکشی ما را
چون بدیدی که در کمند توایم
گورفیقان سفر کنند که ما
نتوانیم پای بند توایم
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.