خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر عاشقانه از عشق و دل‌بستگی عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید. او از جدایی می‌ترسد و آرزو می‌کند که هیچ رقیبی به معشوق نزدیک نشود. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، مانند مقایسه معشوق به سرو و کعبه، عشق خود را بیان می‌کند. او همچنین از وفاداری و اخلاص خود می‌گوید و از خدا می‌خواهد که این عشق را پایدار نگه دارد.

این شعر دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و شناخت ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جدایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۴ - مرا زمانه زخاک درت جدا مکناد

مرا زمانه زخاک درت جدا مکناد
رقیب را به سر کویت آشنا مکناد ۱

به غیر دیده ی پاک بلند منظر من
کسی نظاره ی آن سرو گل قبا مکناد ۲

به بوی زلف تو مشک خطا همی جستم
دگر مشام من اندیشه ی خطا مکناد ۳

طواف بر سر کوی تو می کنم به صفا
کسی زیارت این کعبه بی صفا مکناد ۴

کنم به گوشه ی ابروت سجده ی اخلاص
که هیچ گوشه نشین طاعت ریا مکناد ۵

وصال عشاق اگر بی بلا نخواهد بود
غمت حواله ی این دل به جز بلا مکناد ۶

که گفت خانه ی دل کردم از غمت خالی
نکرده ام، نکنم هرگز این، خدا مکناد ۷

به روز حشر که از خاک تیره برخیرم
دلم به غیر تو چشم نظاره وا مکناد ۸

مراد ابن حسام از لبت چوناکامی است
خدای کام دلش بی لبت روا مکناد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳ - نگار من همه آیین دلبری دارد
گوهر بعدی:غزل ۵۵ - بیا بیا که در این خطه ی خراب آباد
نظرها و حاشیه ها ۱
۱۴۰۱/۳/۲۵ ۰۷:۲۴

نکرده ام، نکنم هرگز این، خدا مکناد

پاسخ گوهرین

با سلام و احترام. با تشکر از حسن توجه شما. اصلاح شد.