میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۱۹ - جراحتهای دل هرگه که بینم
جراحتهای دل هرگه که بینم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۵۸ - از حلقه های زنجیر سودا چه باک دارد
از حلقه های زنجیر سودا چه باک دارد جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۱۷ - خط آزادی است دل را خط مرغوب لبت
خط آزادی است دل را خط مرغوب لبت بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۶۷ - گر آن بودی که بختم نیکخواه خویشتن بودی
گر آن بودی که بختم نیکخواه خویشتن بودی قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۲۳ - برنمیآید به کار کس ثبات بی محل
برنمیآید به کار کس ثبات بی محل صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۸ - در نظرها گر چه بیکاریم در کاریم ما
در نظرها گر چه بیکاریم در کاریم ما غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۰ - در سینه ز غم زخم سنانی دارم
در سینه ز غم زخم سنانی دارم کمال خجندی : رباعیات
شماره ۱۴ - گفتم که بده بوسه ای حور نژاد
گفتم که بده بوسه ای حور نژاد شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۱ - مسافر همدان
مسافری که به رخ اشک حسرتم بدواند عطار نیشابوری : باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن
شماره ۱۶ - ای دوست ز اندوه دل ریش چه سود
ای دوست ز اندوه دل ریش چه سود فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۵ - چنین گفت گویندهٔ پهلوی
چنین گفت گویندهٔ پهلوی نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۸ - ساقی کامشب نشاط انگیخته است
ساقی کامشب نشاط انگیخته است شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۱۸۵ - قطره و بحر هر دو یک آبند
قطره و بحر هر دو یک آبند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۴۴ - وقت ما از ساغر و مینا خوش است
وقت ما از ساغر و مینا خوش است خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۲۱۶ - مطلع دوم
ماه به ماه میکند شاه فلک کدیوری ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۳۵ - آمدن دستور ششم به حضرت شاه
وزیر صاحب تدبیر شاه نشان که صایب رای و مصلحت دان بود، پیش شاه رفت و بعد از اقامت مراسم تحیت و تقریر لوازم خدمت گفت: از رای منیر کشور گیر که منبع افاضت اجرام آسمان و مرجع افادت آثار اختران است و با فراست ایاس، کیاست عمرو عاص و با دهای نعمان، ذهن لقامان مجتمع و فراهم دارد و حل کننده مشکلات حوادث و گشاینده معضلات نوایب است، عجب دارم که در حاد ثه ای بدین روشنی و واقعه ای بدین سهلی به غلط می افتد و اباطیل اقوال ناقص عقلی، آفتاب رای جهان آرای او را حجاب تواند کرد تا بر سیاستی بدین عظیمی، بی وضوح دلیل و ظهور یقین، تعجیل فرماید و بر اقتحام واقعه ای بدین شگرفی اقدام روا دارد و فرزندی را که از وی بدل و عوض ممکن نگردد در مقیاس عقل و معیار خرد در موازنه کسی دارد که همه عالم را از او بدل و عوض ممکن است وارزیز مغشوش را بر زر خالص رجحان نهد، از کمال عقل و امعان نظر پادشاه دور است و به فترت رویت و عطلت فکرت نزدیک و اگر این مهم وخیم و حادثه جسیم به نفاذ رسد و بر اسماع سلاطین روزگار گذرد، رای او را به رکاکت و سخافت منسوب کنند و از جوانب و اطراف عالم، مزاحمان و مفسدان سر بر آرند و با یکدیگر موافقت و مطابقت کنند و در ملک و دولت، چشم طمع باز کنند و دست تعرض دراز گردانند و به تقویض ابنیه عالیه دولت و اهدام و اعدام قواعد ملک و ملت کوشند آنگاه توجع و تفجع و تحسر و تاسف موثر و مثمر و مفید و مستفید نباشد و به پادشاه آن رسد که بدان زاهد نادان و عابد ابله رسید از استخارت و استشارت زن. شاه پرسید که چگونه بود؟ مولوی : دفتر سوم
بخش ۷۲ - مضطرب شدن فقیر نذر کرده بکندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت
پنج روز آن باد اَمْرودی نریخت سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۹۳ - غزل به صفات تو گویم
بر من آمد دوش آن در چشم بینائی نهج البلاغه : حکمت ها
روانشناسى جاهل
وَ قَالَ عليهالسلام لاَ تَرَى اَلْجَاهِلَ إِلاَّ مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً رهی معیری : غزلها - جلد دوم
سودازده
آن که سودا زده چشم تو بوده است منم
شماره ۱۹ - جراحتهای دل هرگه که بینم
جراحتهای دل هرگه که بینم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۵۸ - از حلقه های زنجیر سودا چه باک دارد
از حلقه های زنجیر سودا چه باک دارد جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۱۷ - خط آزادی است دل را خط مرغوب لبت
خط آزادی است دل را خط مرغوب لبت بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۶۷ - گر آن بودی که بختم نیکخواه خویشتن بودی
گر آن بودی که بختم نیکخواه خویشتن بودی قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۲۳ - برنمیآید به کار کس ثبات بی محل
برنمیآید به کار کس ثبات بی محل صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۸ - در نظرها گر چه بیکاریم در کاریم ما
در نظرها گر چه بیکاریم در کاریم ما غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۰ - در سینه ز غم زخم سنانی دارم
در سینه ز غم زخم سنانی دارم کمال خجندی : رباعیات
شماره ۱۴ - گفتم که بده بوسه ای حور نژاد
گفتم که بده بوسه ای حور نژاد شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۱ - مسافر همدان
مسافری که به رخ اشک حسرتم بدواند عطار نیشابوری : باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن
شماره ۱۶ - ای دوست ز اندوه دل ریش چه سود
ای دوست ز اندوه دل ریش چه سود فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۵ - چنین گفت گویندهٔ پهلوی
چنین گفت گویندهٔ پهلوی نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۸ - ساقی کامشب نشاط انگیخته است
ساقی کامشب نشاط انگیخته است شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۱۸۵ - قطره و بحر هر دو یک آبند
قطره و بحر هر دو یک آبند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۴۴ - وقت ما از ساغر و مینا خوش است
وقت ما از ساغر و مینا خوش است خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۲۱۶ - مطلع دوم
ماه به ماه میکند شاه فلک کدیوری ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۳۵ - آمدن دستور ششم به حضرت شاه
وزیر صاحب تدبیر شاه نشان که صایب رای و مصلحت دان بود، پیش شاه رفت و بعد از اقامت مراسم تحیت و تقریر لوازم خدمت گفت: از رای منیر کشور گیر که منبع افاضت اجرام آسمان و مرجع افادت آثار اختران است و با فراست ایاس، کیاست عمرو عاص و با دهای نعمان، ذهن لقامان مجتمع و فراهم دارد و حل کننده مشکلات حوادث و گشاینده معضلات نوایب است، عجب دارم که در حاد ثه ای بدین روشنی و واقعه ای بدین سهلی به غلط می افتد و اباطیل اقوال ناقص عقلی، آفتاب رای جهان آرای او را حجاب تواند کرد تا بر سیاستی بدین عظیمی، بی وضوح دلیل و ظهور یقین، تعجیل فرماید و بر اقتحام واقعه ای بدین شگرفی اقدام روا دارد و فرزندی را که از وی بدل و عوض ممکن نگردد در مقیاس عقل و معیار خرد در موازنه کسی دارد که همه عالم را از او بدل و عوض ممکن است وارزیز مغشوش را بر زر خالص رجحان نهد، از کمال عقل و امعان نظر پادشاه دور است و به فترت رویت و عطلت فکرت نزدیک و اگر این مهم وخیم و حادثه جسیم به نفاذ رسد و بر اسماع سلاطین روزگار گذرد، رای او را به رکاکت و سخافت منسوب کنند و از جوانب و اطراف عالم، مزاحمان و مفسدان سر بر آرند و با یکدیگر موافقت و مطابقت کنند و در ملک و دولت، چشم طمع باز کنند و دست تعرض دراز گردانند و به تقویض ابنیه عالیه دولت و اهدام و اعدام قواعد ملک و ملت کوشند آنگاه توجع و تفجع و تحسر و تاسف موثر و مثمر و مفید و مستفید نباشد و به پادشاه آن رسد که بدان زاهد نادان و عابد ابله رسید از استخارت و استشارت زن. شاه پرسید که چگونه بود؟ مولوی : دفتر سوم
بخش ۷۲ - مضطرب شدن فقیر نذر کرده بکندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت
پنج روز آن باد اَمْرودی نریخت سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۹۳ - غزل به صفات تو گویم
بر من آمد دوش آن در چشم بینائی نهج البلاغه : حکمت ها
روانشناسى جاهل
وَ قَالَ عليهالسلام لاَ تَرَى اَلْجَاهِلَ إِلاَّ مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً رهی معیری : غزلها - جلد دوم
سودازده
آن که سودا زده چشم تو بوده است منم